samsha(افتخار دنبالر)
توسط موبایل
ازشروع نفس هاى حضرت آدم تاپايان نفس هاىآخرين آدم دوست دارم.
samsha(افتخار دنبالر)
ازعاشق پرسيدندعشق غم است ياشادى، سربرديوارگذاشت گفت انتظار
samsha(افتخار دنبالر)
زن فرانسوی گفت: به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم! روز بعد خبری نشد، روز بعدش هم همینطور. روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . زن انگلیسی گفت: من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار. روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت. زن ایرانی گفت: من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم اما روز اول چیزی ندیدم روز دوم هم چیزی ندیدم روز سوم هم چیزی ندیدم شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم
samsha(افتخار دنبالر)
اینکه در آغوش توست زمانی آرزویم بود عزیزم بود ولی حالا… حرفی نیست… فقط هوایش را داشته باش! اما بازیچه اش نشو مثل من
samsha(افتخار دنبالر)
بـيـخـيـال خـيـالـت مـيـشـوم . . . و مـيـسـپـارمـت بـه دسـت ِ "او" امـا چـه كـنـم كـه "او" . . . فـقـط يـك ضـمـيـر "سـوم شـخـص غـايـب" نـيـسـت "او" كـسـي سـت كـه . . . تـمـام هـسـتي ِ ايـن "اول شـخـص مـخـاطـب ِ" حـاضـرت را . . بـه آتـش كـشـيـده اسـت !
samsha(افتخار دنبالر)
خیلی سخته گذشتن از کسی که گذشتتو باهاش ساختی
samsha(افتخار دنبالر)
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
samsha(افتخار دنبالر)
یخچال شمام تا کاملا تخلیه نشه چیزی واردش نمی شه یا فقط یخچال ما سیستمش اینطوریه؟؟؟
samsha(افتخار دنبالر)
یکی ازوحشتناک ترین لحظات زندگی اینه که تواتاقت داری باهندزفری باآخرین ولوم آهنگ گوش میدی...
یهو یه صدایی باولوم خیلی پایین میادکه دارن توروصدامیزنن(صدای فریادباباته بعداز ده بارصدازدنت)
بعدیهومیبینی پشت گردنت داره میسوزه
اون موقع هم سه تاپای دیگه قرض بگیریدفرارکنید
درمواردی که فرارنکردن فرورفتن کیس،مانیتورو... درحلقشون هم دیده شده
samsha(افتخار دنبالر)
رفتم یه پسته برداشتم دارم میخورم،بابام میگه یابو علفی یکم شعور داشته باش،ما هم سن شما بودیم پامونو جلو پدر مادرمون دراز نمیکردیم. من دیگه سر راهیم نیستم،فک کنم از تو تخم مرغ شانسی درم اوردن :ا
سلام
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل