samsha(افتخار دنبالر)
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام....♥
samsha(افتخار دنبالر)
((عشق)) یک حرف دروغ است که ((مجنون)) زد و رفت....
samsha(افتخار دنبالر)
ـعـ ـــادتــ کـــرده ايـــم !!! مــا بهـ تــحـمـل ـعـــادتـــ کـــرده ايـــم دلـ ــ ـم اتـــاقــي ميـــخـواهد تـا تمـــامـ تحـمـــلـم را گـ ـريهـ کـــنـم..
samsha(افتخار دنبالر)
تمام خوشبختـــی ام را در دستان عاشــقــَت میگذارَم ... همه دنیایـــَم را میبینَــم در چشمآن ِ قهوه ای رنگـــَت... و چهـ ساده چشــمانـــ ِ سیآهـــَمــ رنگـــ میبازَند در مقابل ِ پاکی ِ نگاهـــَت... دلــَم میخواهــَد چنان عاشــقانه نگاهــَت کنــَم تا همه دنیـــآ مات ِ نگاه ِ ما شوَد............!
samsha(افتخار دنبالر)
دل تنگـ ـــ ـى
تنها نصيب من بود
از تمام زيبايى هايت
samsha(افتخار دنبالر)
هر داشته ای را به نداشته ای نفروش،گاه اگر نداشته هایت را به دست آوری،حسرت داشته هایی را میخوری که ارزان فروختی...
samsha(افتخار دنبالر)
می خواهم بنویسم نمی توانم ؛ یک کلمه به ذهنم می رسد ” تــــ ــــو “ تمام شد این هم نوشته ی امروز
samsha(افتخار دنبالر)
هر كه آمد بار خود را بست و رفت ما همان بدبخت و خوار و بی نصيب زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ ؟ زين چه حاصل، جز فريب و جز فريب ؟
samsha(افتخار دنبالر)
حالا که رفته ای
هیچ راهی
مرا به جایی نمی برد
در حافظه ام می چرخد
همه کلیدها را گم کرده ام
samsha(افتخار دنبالر)
تو با من چه کرده ای امروز صبح سپیدی موهایم دو برابر شده بود به تنها آینه کوچک خانه ام خیره ماندم دیگر ظاهرم هم حریف دلم نمی شود نمی تواند خودش را نشان ندهد نمی توانم صورتم را سرخ نگه دارم آخر دیگر دستانم هم توان سیلی زدن ندارند
samsha(افتخار دنبالر)
دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است