مریم
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست . سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست ...
مریم
در دلم کودکیست که “بی تو بودنش” را نق میزند... من هیچ ، لااقل بهانه ی او باش . .
مریم
لحظه رفتنیست و خاطره ماندنی...تمام ادبیات عشق را به نگاهی میفروختم اگر خاطره رفتنی میشد و لحظه ماندنی...
مریم
ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ....(خداحافظ آجی داداشیای خودم؛دوستون دارم)
مریم
تو عبور از پل خواب جاده ها؛ روح من عشقی به رفتن نداره ...تو سکوت خالیه این دل من؛ دیگه هیچی جز تو جایی نداره ...مثل شبنم که میخواد گریه کنه ؛فصل بارون تو چشم در میزنه ...فصل پاییزیه من که میرسه ؛نفسم به عشق تو پر میزنه ...نفسم در نمیاد ،به چشم خواب نمیاد، دل من تو رو میخواد ،چشم من گریه میخواد...
مریم
چه سخته مال هم باشیمو بی هم ...میبینم میریو میبینی میرم ...تو وقتی هستی اما دوری از من ...نه میشه زنده باشم نه میشه بمیرم ...
مریم
این شب ها ؛مهتاب ندارم ...دلم هوای شرجی میخواهد، کناره رود، نیزار های بلند ،یک قایق کوچک و دوتا پارو.....دلم رفتن می خواهد.........
مریم
خدا خاصیت دستاش اینه که بی اندازه میتونه ببخشه...خدایا توکلم با خودته..
شب......
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 13 ساعت و 15 دقيقه قبلشب که میشه تو کوچه ی غم اشکِ من میشه ستاره
مــــن چشمامو به ابرا میدم آسمون بارون میباره
آخییییییی...چ زیبا بود سیامک
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبل