سارا
من و دخترداییم هم سنیم ، تو دبیرستان من ریاضی میخوندم ، دخترداییم تجربی. زنگای تفریح با هم بودیم... دختردایی ینی آخر شیطنت بود اون موقع ها، سوم دبیرستان با هر ترفندی بود با پسر سرایدار مدرسمون دوس شد اخه پسره خیلیی خوش قیافه بود .. هیچی دیگه پسره شبا کلید مدرسرو کش میرفت میومد از تلفن دفتر مدرسه زنگ میزد به دختر داییم یه 2.3 ساعتی باهم میحرفیدن .. یه بارم پسره نمره ریاضی دخترداییمو که کم شده بود چن نمره زیاذ کرد^_^ هم چین فک و فامیلای شیطون و باهوشی دارم من ...;-)
سارا
آغوش گرمم باش بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که درسرمای بی کسی لرزیدم.
سارا
و تـــــــو ؛ هنوز با تمامِ نبودنت تمام بودن منی
سارا
دیشب با داداشم-که هفت سالشه-رفته بودیم پارک یه دختره همسن داداشم نشسته بود جلوی ما مامانم به داداشم میگه برو با این دختره بازی کن داداشم میگه من برم با دخترا بازی کنم؟ بهش میگم از خداتم باشه خلاصه نرفت بهد از5دقیقه دختره پاشد که بره داداشم میگه نه دختر ارزوهام رفت ای خدا ماهم بچه بودیم اینا هم بچه ان
سارا
این سوتیه بابا بزرگمه. روز عقد داییم، بابا بزرگم و داییم یکمی سر موضوع عروسیش اخلاف داشتن و این کمی اعصاب بابابزرگم رو بهم ریخته بود. موقعی که ما رفتیم خونه ی عروس برای خوندن خطبه عقد بابابزرگ هنوز تو همون حس و حال بود به طوریکه وقتی از در اومد با مادر عروس هم دست داد فامیل های عروس اول داغ کردن ما گفتیم این یه رسمه که ما داریم.... دیگه چاره ای نبود چون ممکن بود که داییم هنوز هم که هنوزه مجرد بمونه.
سارا
[!] من سرباز معلمم.یه روز دیدم یکی از شاگردام تو فکره.بهش گفتم چته؟ گفت تو فکر اینم که زود با مخاطب خاصم ازدواج کنم بچه دار شم تا فاصله ی سنیم با بچم زیاد نباشه! من سن این بودم فکر میکردم بچه ها از مریخ میان!
سارا
وقتی به یادِ نام شما آب می خوریم انگار جای آب مِیِّ ناب می خوریم مردم به نرخ روز اگر می خورند نان ما نان به نرخ حضرت ارباب می خوری
سارا
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست .
سارا
اگـه 100 تـا پـریز خالی هم باشه مامانت برا وصل کردن جاروبرقی ، گوشیه تو رو از شارژ در میاره!!!
سارا
و چه شیرین است رنج دنیای فانی را ، برای عالم باقی تحمل کردن.
سارا
خدایی نیروی جاذبه ای که بین من و اینترنت هست بین قطبای مثبت منفی آهنربا نیست یعنی با پای خودم میام،با چرثقیل برمیگردم شمارو نمیدونم!!
سارا
دقت کردین وقتی از خط عابر پیاده رد میشیم چقدر احساس بافرهنگی میکنیم!
منم می رفتم تو کمد
13 سال و 3 ماه و 1 روز و 4 ساعت و 54 دقيقه قبل
ای شیطون توام 
13 سال و 3 ماه و 1 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبل