سارا
توسط موبایل
دلم براش تنگ شده ولی اون شاید دلش برام تنگ نشه آخه ن باهام حرف می زنه نه تو خواب دیگران ازم خبری میگیره
سارا
توسط موبایل
کاش مامانم پیش خدا نمی رفت اصلا"این غم از دست دادنش چرا کمتر نمی شه
سارا
توسط موبایل
چقدر سخته که بری در خونه ی پدریت زنگ بزنی بد در و یه نرغول باز کنه بد همون پیغام بده که من تو رو دیدم ترسیدم عجب دوره زمونه ای شده آدم تو خونه خودشم می خواد بره باید از قبل هما هنگ کنه مگه ؟
سارا
توسط موبایل
کمو بیش خواب مامانمو میبینم ولی هم دلم خیلی براش تنگ شده هم باهم حرف نمیزنه
سارا
توسط موبایل
چرا باید پول برق زیاد بیاد تا نتونیم کولر روشن کنیم آخه بخدا هوا گرمه
سارا
توسط موبایل
دیدن فیلم ترسناک بدترین کاری که آدم می تونه با خودشو و عصابش میکنه
سارا
توسط موبایل
آدم وقتی مهمونی میره شادتر میشه روحیه اش عوض میشه چقدر خوبه ایول
سارا
توسط موبایل
هر چقدرم شاد باشم ولی بازم همیشه تودلم غصشو می خورم
سارا
توسط موبایل
چقدر سخته که آدم بخواد حرف بزنه ولی نتونه یعنی خدا این نعمت و ازش گرفته باشه پس خدا جون ازت ممنونم که لطفت شامل حالم شد
سارا
توسط موبایل
بای ما دیگه بریم لالا شبتون پر از رویا باشه
سارا
توسط موبایل
واقعا" دلم برای بعضی اتفاقای تو زندگیم می سوزه