سارا
توسط موبایل
در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم در خواب بی وفایی مهربانی کرده ایم مهربانی را به رسم معرفت طی کردهایم
سارا
توسط موبایل
من در. غم تو. تو در وفای دگری دلتنگ من تو تو. دلگشای دگری در مذهب عاشقان روالی باشد من دست تو بوسم و تو پای دگری
سارا
توسط موبایل
میان چشمانت جای من نیست میان نامه ها امضای من نیست بیا از دور دستی کن اشاره مگو قلبت به زیر پای من نیست
سارا
توسط موبایل
نمی دانست معنای خطر را به باد آشنایی دادسر را ندیدی بوسه باران کرد با شوق درخت عشق لب های تبر را
سارا
توسط موبایل
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد بغضی نفس و گلوی او را آزرد می خواست که عشق را نمایان نکند اشک آمد و باز آبرویش را برد
سارا
توسط موبایل
ندیدی چشم غمگین و تر من تو رفتی و نشد این باور من
سارا
توسط موبایل
زغال اسپندتم رفیق میسوزم تا چشم نخوری
سارا
توسط موبایل
با نگاهی هرس کن علف های هرز دل تنگیم را
سارا
توسط موبایل
نمی دانم دل من نازک است یا چشمان تو. تیز هر چه نگاه به تو میدوزم بند دلم پاره می شود
سارا
توسط موبایل
به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت میگذرند دل کوچکم تنگ نگاه توست
سارا
توسط موبایل
می دانی چند بار از فکرم من گذشته ای فقط یک بار چون دیگر هرگز از خیالم نرفته ای
سارا
توسط موبایل
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند نازنین چشمانت را قرض می دهی