سارا (ملکه عشق)
نشسته ام…. _ کجا؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !!
سارا (ملکه عشق)
گفت سرنوشت من و تو از هم جداست. گفتم این بهانه است ، قلب من بازیچه دلهاست. گفت تقصیر خودت بود ، عشق در قصه هاست. گفتم اگر عشق در قصه هاست ، پس چرا با من عهد بستی. گفت تو اشتباه کردی که به پای من نشستی.
سارا (ملکه عشق)
کاش قطره ای اشک بودم که در چشمانت متولد می شدم و بر گونه هایت زندگی می کردم و بر لبانت می مُردم تا بدانی چقدر عاشق تو هستم.
سارا (ملکه عشق)
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
سارا (ملکه عشق)
هیچ دلی بی بهانه نمیتپد ، نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر !
سارا (ملکه عشق)
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
سارا (ملکه عشق)
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میکنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه
سارا (ملکه عشق)
دست هايمان, به ميله های قفس آويزان, هر کدام در سويی... فقط نمی دانم! من زندانی توام يا تو زندانی من..!؟
سارا (ملکه عشق)
نگران اشکهایم نباش ! از لبخندم بترس که معنایش اشکهای فردای توست…………!
سارا (ملکه عشق)
فکر میکردم تو همدردی! ولی نه! تو هم دردی
سارا (ملکه عشق)
آنان که عشق را می فهمند عذاب میکشند و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب میدهند.....!
سارا (ملکه عشق)
تبلیغات یادش بخیر یادش بخیر دیروزها کنار هم می نشستیم وچشم به غروب افتاب میدوختیم که اشعه های طلاییش امواج شادی بود. وامروزها... من به تنهایی وبایادتو کنار اب می نشینم وبه غروب روزهایی فکر میکنم که بدون تو می گذرد چقدر زود گذشت باتو بودن و چقدر زجر اور است زندگی در این روزهای تنهایی و بی تو ای کاش... بودی وصدای تپش های قلبم را میشنیدی که فقط بخاطر تو میزند فقط چون تو گفتی ببعد من بر لب اب بشین وغروب افتاب طلایی را تماشا کن.
سارا (ملکه عشق)
در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!