sara
آمدی ، چه زیبا ... گفتم دوستت دارم ، چه صادقانه ... پذیرفتی ، چه فریبانه ... آغوشم برایت باز شد ، چه ابلهانه ... با تو خوش بودم ، چه کودکانه ... همه چیزم شدی ، چه زود ... به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی ، چه ناجوانمردانه ... نیازمندت شدم ، چه حقیرانه ... واژهی قریب خداحافظ به میان آمد ، چه بی رحمانه ... و من سوختم ، چه عاشقانه ... ولی ..... هنوزم دوستت دارم ، غریبه !!!
sara
گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست . خنده ی آدم ها همیشه از دلخوشی نیست . گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم مییاره . یک حرف ساده هم گاهی چقدر غم مییاره.
sara
با شروع هر صبح ... فکر کن تازه به دنیا آمدی ... مهربان باش و دوست بدار ..... شاید که فردایی نباشد . پنجره ی چشمای تو وقتی به چشمام وا میشه ... نمیدونی توی وجود من چه غوغایی میشه لحظه ای که تو با منی ... آتیش به جونم میزنی ... گٌر میگیره روح وتنم ... وقتی که میگی با منی
شب خوش
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 19 دقيقه قبلبابای
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبل توسط موبایل