ميخواهي بروي؟ خب برو... انتظار مرا وحشتي نيست شبهاي بي قراري را هيچ وقت پاياني نخواهد بود برو... ...براي چه ايستاده ايي؟ به جان سپردن كدامين احساس لبخند ميزني؟ برو.. ترديد نكن نفس هاي آخر است نترس برو... احساسم اگر نميرد .. بي شك ما بقي روزهاي بودنش را بر روي صندلي چرخدار بي تفاوتي خواهد نشست برو... يك احساس فلج تهديدي براي رفتنت نخواهد بود ! پس راحت برو مسافري در راه انتظارت را ميكشد !! طفلك چه ميداند كه روحش سلاخي خواهد شد برو... فقط برو.....