دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sayeh

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی...مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی.. درباره »
sayeh
زن - مجرد
امتیاز: 1568

دنبال‌شدگان

(152 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(327 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

sayeh
sayeh

اشتبـــاه مــن ایـن بــود .... هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ .... فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را ...

sayeh
sayeh

دلم از نبودنت پر است، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد ...

sayeh
sayeh

بیزارم از اینکه اسم هرزگی هایت را آزادی و اسم نگرانی هایم را گیر میذاری و برای بی تفاوتیهایت اعتماد را بهانه می آوری .. و وقتی می پرسم چرا خیانت می گویی احساس کردم برایت کمم!!!!!!

sayeh
sayeh

فرقی نمیکند بگویم و بدانی یا نگویم و بدانی..فاصله دورت نمیکند..در خوبترین جای دنیا جا داری....جایی که دسته هیچ کس به تو نمیرسد...دلم

sayeh
sayeh

بی آبرو شده ام همه شنیدند از چشمانم آهنگ تلخ نبودت را......

sayeh
sayeh

نمـــــیـدانــــی ، چه دردی دارد ! وقـــتـی .. حــــالـم .. در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …!

sayeh
sayeh

زندگی را باید از گرگ آموخت وبس گرگ با همنوعانش شکار میکند خو میگیردزندگی میکند ولی چنان به آنان بی اعتماد است که شب هنگام خواب با یک چشم باز میخوابد شاید گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است..

sayeh
sayeh

گـفـت : בعـآ كـنے مـے آیـَב ... مـے مـآنـَב ! گـفـتـَم : آنـكہ بـآ בعـآیـے بـیـآیـَב بـہ نـفـریـنـے مـے روَב ... פֿــواسـتـے بـیـآیـے ... פֿــواسـتـے بـِمـآنـے ... بـآ בعـآ نـَیـآ ... بـآ בل بـیـآ ... بـآ בل بـِمـآن

sayeh
sayeh

۲۶ راز برای آرامش درون

sayeh
sayeh

حقایق جالبی از زندگی

sayeh
sayeh

خداوندا ! مگر نه‌اینکه من نیز چون تو تنهایم پس مرا دریاب و به سوی خویش بازگردان ، دستان مهربانت را بگشا که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ..

sayeh
sayeh

مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم؛ و من چه ساده لوحانه خیالم را تخته کردم برای عشق بازی تو با دیگری

sayeh
sayeh

می خوآهی بـــــــروی؟ بـَهآنه می خــــــواهی؟ بگذار مـَن بهانه رآ دستت بدهم برو و هر کس پرسید چــــــــــــرآ بگو : لجــــــوج بود , همیشـــــه سـَرسختآنه عآشــــــقم بود بگو : فـَریآد می کرد , همه جآ فریـاد می کرد که مرآ می خوآهد

sayeh
sayeh

می گویند: خوش به حالت! از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…! نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابرو…!

sayeh
sayeh

چی میشد اگه: پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن