بدن برهنه اش توجه ام رو جلب کرد ! درخشش اون پوست سفید و مرمری حتی کور رو بینا میکرذ ! می دونستم نباید ولی دست خودم نبود چشم ازش برنمی داشتم ! میدونست تو دام هوسی که برام پهن کرده افتادم و دلبری میکرد ! میدونست قیمت به چنگ آوردنش هر چی که باشه با جون دل میدم . پس بیشتر از این بازار گرمی نکرد !!
همون طور برهنه مثل اولین روز زندگی ش جلوم دراز کشیده و بود. خودش رو کاملا در اختیار من قرار داده بود. ولی اولین روز زندگی کجا و حالا که تازه بالغ بود کجا !! نمیدونستم از کجا شروع کنم ! دستم رو روی اون سینه های برجسته و سفید و خواستنی کشیدم ! من از بچگی سینه رو به هر جای دیگه ای ترجیح میدادم !!
تمام وجود م به لرزه درآمد. اونم با تماس دست من بدن خودش رو تکون میداد و اون تن لطیف مثل ماهی بین دستها ی بی حس شده من میلغزید . رونهای کشیده و سفید و گوشتی رو با دو دست گرفتم و از هم باز کردم !! وای خدای من ....... !! او نجا چیزی میدیدم که .....
با صدای مادرم به خودم اومد که داد میزد : وااااایچی کار داری میکنی تو یک ساعته ؟دختر !!!!!!؟؟؟ الان مهمون ها میرسند تو هنوز مرغ رو نشستی ؟! خوبه خودت هوس ته چین مرغ کرده هاااا !!!!!!!!!!
= ای ی ی ی مامان من دست به مرغ میزنم یه جور بدی میشم !
دوستمو وسط جشن پيدا کردم . من : راستي نامزدت چي شد ؟ دوستم : ديگه نامزد نيستيم . من : بهتر خيلي قيافش ( ... ) بود هر دفعه مي ديدم حالم بد ميشد اخلاقشم که مزخرف بود اصلا تابلو بود دهاتيه باهاش حال نمي کردم. معلوم نبود چه طوري تو رو تور انداخته .. دوستم : الان باهاش ازدواج کردم !! منو میگی
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 28 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 51 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 20 ساعت و 44 دقيقه قبل