@♥ zαняα ♥ مـن مـاننــد هـم سـن و سـالهاي خـويـش نيستـم ... کـه هـر روزيکــ آرزويـي دارنـد بـراي آينـده ، مـن تنـهـا يکــ آرزو دارم و آن ايـن استــ کـه : شبـي بخـوابــم و ديگــر بيــدار نشـوم ! تــا نشنــوم ... تــا نبينــم ... تــا نشکنـم . . . . . . . . ولی نباید اینجوری باشه زهرا نباید باید بپذیریم ی سری چیزها رو تا راحت تر بتونیم تحملشون کنیم . باید قبول کنیم نمیتونیم ی سری چیزهارو عوض کنیم . بایدقبول کنیم ک خدا نیستیم و بذاریم بار مشکلات رو خدا خودش حمل کنه و حل کنه . خدا خودش میدونه کـِـی و کـُـجا . من نمیتونم کسی رو تغییر بدم . . . فقط میتونم خودم رو تغییر بدم تا بتونم آرامش خودم رو بدست بیارم .
دختر:من خوشگلم
پسر:آره عزیزم
دختر:یعنی از من خوشگلتر نیست.
پسربا اکراه)نه عزیزم تو خوشگل ترین دختر تو دنیایی
دختر:دروغ نگو اون بازیگر خارجیه بود اون از من خوشگلتره
پسر:نه توخشگلتری.
دختر:دروغ نگو اون خیلی خوشگلتره.
پسر:آره یک کم خوشگلتره.
دختر:یعنی من خوشگل نیستم؟
پسر:چرا خوشگلی.
دختر:پس چرا گفتی اون از من خوشگلتره.
پسر:خودت گفتی.
دختر:من گفتم تو چرا تکرار کردی.
پسر:غلط کردم خوبه
دختر:نه تو همیشه به اون یه جوری نگاه می کردی.
پسر:نه عزیزم من به اون هیچ جوری نگاه کردم بعدش مگه دستم به اون
میرسه.
دختر:یعنی اگه دستت می رسید می رفتی دنبالش.
پسر:نه من فقط تو رو دوست دارم.
دختر:اگه دوستم داشتی من و به کسی ترجیح نمی دادی.
پسر:من تو رو به کسی ترجیح ندادم.
(بعد از چند لحظه سکوت.)
دختر:به نظرت خوشگلتر از من کسی هست.
پسربا عصبانیت)آره میمون از تو خوشگلتره با اون دماغ عملی و لبای پروتز شدت. حالا برو بذار راحت باشم
گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا” از سیه کاری رفتار بدم ، گفت : “بیا” گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم/ صاحب آن همه کردارِ بدم ، گفت : “بیا” گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم/ نیستم خسته دل از کار بدم ، گفت : “بیا” گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم/ دائما در پی پندار بدم ، گفت : “بیا” گفتم از گوهر ذکر تو ندارم بهره/ غوطه ور مانده در افکار بدم ، گفت : “بیا” گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا/ نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا” گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند/ گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا” گفتم آینه شیطان شده بودم عمری/ خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا” گفتم خدا ز دست دل من رنجیده/ من همان عبد گنهکار بدم ، گفت : “بیا” . . . برای منم دعا کنین بچه ها
زدم این سریال کانال سه یارو میگفت مالم رفت ثروتم رفت ... من واسه این پولا عرق نریخته بودم ولی مادرمو داده بودم!#اردلان . . . این چ سوتی بود این فیلم #مادَرانه داد عاخه
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 42 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 9 دقيقه قبل