هر چیزى اولش یک طعم دیگه داره،اولین غروب رمضان، لحظه اول ربنا،اولین چاى وخرما، اولین افطار،اولین دعا...،دلخوشم به نیت پاک شما و دعایى که لحظه اول برایم زمزمه میکنید.
یکی بود یکی نبود...عاشقش بودم عاشقم نبود....وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود... حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن...یکی بود یکی نبود... یکی بود یکی نبود ، این داستان زندگی ماست.... همیشه همین بوده...یکی بود یکی نبود ، در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن ، با هم ساختن ، برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد...هیچ..
گوشیم از بس زنگ نخورده قاطی کرده بدبخت! همینجوری نشستیم یه دفعه خود به خود صفحه ش روشن میشه ولی هیچ اتفاقی نمیفته ..! فکر کنم قولنج مولنج میشکونه واسه خودش !
گرگه: خونه خاله کدوم وره؟ گوسفندا: از این وره ... از اون وره ... از این وره ... از او وره! خب این نشون میده که ما از همون اول تو کار اسکل کردن و خل بازی بودیم!
يه روز يه كاميون گلابي داشته توي جاده مي رفته كه يه دفعه ميافته توی يه دستانداز،يكي از گلابيها ميافته وسط جاده، بر ميگرده به كاميون نگاه ميكنه و ميگه: گلابيها، گلابيها! گلابيها ميگن: گلابي، گلابي! كاميون دورتر مي شه، صداشون ضعيفتر مي شه گلابي ميگه: گلابيها، گلابيها! گلابيها مي گن: گلابي، گلابي! باز كاميون دورتر ميشه، گلابي ميگه: گلابيها، گلابيها! اما صداي گلابي ديگه به گلابيها نميرسه! گلابيها موبايل راننده رو مي گيرن و زنگ ميزنن به موبايل گلابي، اما چه فايده كه گلابي ايرانسل داشته و توي جاده آنتن نميداده! گلابي يه نفر رو پيدا ميكنه كه موبايل دولتي داشته، زنگ ميزنه به راننده و مي گه: گوشي رو بده به گلابيها، وقتي كه گلابيها گوشي رو مي گيرن، گلابي ميگه: گلابيها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اون شور و اشتیاقت تو حلقم ، واقعا دوست داري باز هم ادامه داشته باشه؟!؟
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 11 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 53 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 36 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 4 دقيقه قبل