خاطرات پسر خنگول یه بارم به دوس دخترم اس دادم عزیزم دیشب خوب خوابیدی؟ گفت نه یه پشه اصن نذاشت بخوابم توهم زدم گفتم چرا بیدارم نکردی پدرشو در آرم؟ اونم بدتراز من گفت: انقد راحت خوابیده بودی که دلم نیومد بیدارت کنم گفتم باید بیدارم میکردی خلاصه انقد جرو بحث کردیم سر این قضیه که مجبور شدیم کات کنیم... ینی همچین عادم متوهمی ام من
میخواستم یکی از دخترای فامیلو سر کار بذارم. بهش اس ام اس دادم که سلام فلانی. ببخشید مزاحمت شدم. گوشیمو تو خونمون گم کردم. هرچی میگردم نیست. بی زحمت میشه یه زنگی به گوشیم بزنی ببینم تو کدوم سوراخی افتاده؟ وقتی زنگ زد اشک شوق تو چشمام جمع شد و خدا رو شکر کردم که تو دنیا از من منگل ترم پیدا میشه...
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 30 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل