setare
عــاشِقَتـــ شُــدمــ بــــازی اَمــ دادی... آن هَـــم از نـــوع قـــایــم بــاشکـش و مَـــن چِـــه کـــودکــــانـــه بـــه بـــازی ادامـــه دادمــ نمــیدانستــم قـَــرار اَستـــ دیگـــر پــیدا نشـــویــــ...!
setare
من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم اما می شود کمی کمکم کنید آی جــــــــماعت ؛ شماها دقیقا چه رنـــــــگی هستید ؟!
setare
شمارش رو پاک میکنی که فراموشش کنی اما قسمت ناراحت کننده ش اینجاس که شمــــارش رو هنــــوز از حِـــفــظـــــی . . ..
setare
در سوگم سیاه نپوشید برایم مجلسی برپا نکنید برایم گریه و ناله سرندهید مرا دربیابانی برهوت دفن کنید وسنگ نوشته ای هم برمزارم ننهید عکسم را قاب نگیرید و دسته گلی با روبان سیاه برای نزدیکانم نفرستید ... اما در سال روز مرگم بر پارچه ای بزرگ بنویسید: *یک سال از مرگش گذشت،چه ساده به نبودنش عادت کردیم*
setare
می روم با همین طناب پوسیده ات قعر چاهی که نشانم داده ای شاید این من ِ دیوانه بیرون کشد سنگی را که سالها است تو ِ دیوانه گم کرده ای
setare
از عشق های این روزا .. داستانی به بلندی " شنگول و منگول " هم نمی توان نوشت .. چه برسه به " شیرین و فرهاد ".........
setare
از همان ابتدا دروغ گفتند! مگر نگفتند که "من" و "تو" ، "ما" می شویم؟! پس چرا حالا "من" این قدر تنهاست! از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟!... اصلا این "او" را که بازی داد؟!... که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "ما"! می بینی قصه ی عشقمان! فاتحه ی دستور زبان را خوانده است!!
setare
ادم غــــــرورش را خیلی زیاد ... شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد.... حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ،،، چه قدر دوســتت دارد ...! این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد....!
setare
و اكنون ستار ها بي فروغ اند آسمان آبي نيست صداي تپش قلب ها شنيده نمي شود و لحظه هاي ناب عاشقي به پايان رسيده! و تو خود مي داني واژه ها همرنگ سكوت همرنگ باد پاييزي شده است و دست هاي پر حرارت لحظه اي نيلوفري را فراموش كرده اند نفرين به شكوه هاي بي پاسخ...
setare
اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم به تو میگفتم «دوستت دارم» و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی ... همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت ها به ما دهد ...
setare
باران همیشه می بارد اما آدمها ستاره را بیشتر دوست دارند نامردیست فروختن آن همه اشک به یک چشمک....
setare
همیشه ظرفیت ها رو بسنجین: شوخی ای نکنین که مجبور باشین یه «ای بابا! شوخی کردم» به آخرش اضافه کنین!