setare
آخی یادش بخیر،عجب استرسسی داشتم اونموقع
setare
زبانم از گفتن وسعت دلتنگیهای نیامده عجیب قاصر است...هنوز نرفته ای همیشه دلتنگم،گمان کنم بروی دیوانه میشوم.نمیتوانم نبودنت را نادیده بگیرم...در ورای تمام بحثهایمان دوستت داشتم...دوستت دارم...تو که میروی،مطمئن باش بعد از تو هیچ دلیلی برای ماندنم ندارم...من اینجا را با تو میخواهم،تو که نباشی اینجا نخواهم ماند
setare
از گرسنگی دارم میمیرم،حال ندارم ناهار بخورم
setare
ایییییییییییییییییییش چقد مزخرف شده این دنبالر با این جو مرده و سنگینش!
setare
مراقب تو بودم غصه تو رو نبینه،اما تو بی تفاوت فرق من و تو اینه...
خووو چیکارت کنم خووو بش تک بزن


14 سال و 12 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلآرمان جان،مرگ من دیگه فسفر نسوزون خب؟!
14 سال و 12 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلمن خیلی نگرانتم



































































14 سال و 12 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبلقهر نکن...شوخی کردم
14 سال و 12 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبل



14 سال و 12 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبل