khatereh
حال و روز ِ عجیبی دارم همیشه بر سر دوراهیم یک راه به تو می رسد ... و یک راه به تنهایی ! همیشه تُرا بر می گزینم و می رسم به تنهایــ ــــ ـ ـی ..
khatereh
بخوام از تو بگذرم من با خاطراتت چه کنم ..................تورو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم ؟!
khatereh
چرا اينجا نيستي تا "دوستت دارم" را از جنس خاک کنم، از جنس تنم، و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟
khatereh
اي كاش حوالي دل تو هم... "باراني" بياید... زميني تر شود... بوي خاكي بلند شود شايد كمي "عاشقم" ميشدي... باران به كنار.... لامصب اين روزها "ابریست!!!
khatereh
او که می رود نمی فهمد... اما او که بدرقه می کند می داند... کاسه آب معجزه نمی کند
khatereh
محبت مثل مشروب خوردن میمونه وقتی كم میدی طرف میخوره ... ! حالشو میبره ... ! وقتی زیاد از حد میشه ... طرف بالا میاره ...
khatereh
گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم آفتابگردان باشد تمام سر ها د...ست خورشید بود زمین دست از ما گرفت ... دو به دو دل دادیم... آسمان ، آس ِ /مان را برید دو به / تک ... باختیم بازی روبروی چشم های تو عاقبت ندارد
khatereh
از درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است . .
khatereh
زندگی مثل پیانو است دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی !!
khatereh
یک زمان هایی در زندگی وجود دارد که آدم فقط دوست دارد بداند . . . چرا ؟
khatereh
مـــن بــی تــو شعــــر خــــواهـم نــوشت؛ تـــو بــی مــن چــه خـواهی كــرد؟ اصـلا" يــــادت هسـت كــه نيستــم ...؟!
khatereh
دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم تو مرا بی آنکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی... هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی، می ارزد
khatereh
دلواپسی من از نیامدنت نیست ! می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی و دیگر نخواهمت..