پیرمرد به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم:من تو پارک باهات قرار میزارم تو بیا.میره پارک یکی دو ساعت طول میکشه زنش نمیاد,میره خونه میبینه زنش نشسته خونه داره گریه میکنه.میگه چی شده؟میگه مثلا بابام نذاشت بیام!
@samsha(افتخار دنبالر) دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد....عاقبت باعشق وغم کوه امیدم آب شد....گفته بودی یوسف گم گشته بازآیدولی...یوسف من تاقیامت همنشین چاه شد...
خیلی زیبا بود
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 9 ساعت قبل

13 سال و 5 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 58 دقيقه قبلمــرسی .. فاتحه یادت نره
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 54 دقيقه قبل: )


13 سال و 5 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبل