❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
باران بهانه بودآری...باران بهانه بود...تامن حرف دلم رابزنم...باران که کاره ای نبود...همه حرفم این بود....که من لعنتی عاشق توهستم...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
مقصرخودم بودم....ازیک قهوه تلخ انتظارفال شیرین داشتم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
وقتی تونیستی...نگاهم حوصله نمی کند...پایش راازچشمم بیرون بگذارد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ساعت....به وقت بی محلی توتنظیم شده است...کاش میشدبه جای عقربه ها..دست های توراجلوکشید
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
گویاکسی داردجام زندگی مرا.....به سلامتی کس دیگری نوش میکند
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
تقویم امسال هم باتقویم پارسال فرقی نمی کندوقتی زندگی تااطلاع ثانوی تعطیل است
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
به آمدنت که دیگرامیدی نیست فقط من راپس بفرست
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
صدای زندگی را میشنوم.... همه جافرامی خواندمارا...تورابرای به آغوش کشیدن معشوقت....مرا...برای درآغوش کشیدن زانوی غم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
مثل آسمان می مانی دوستت دارم ولی نمی توانم داشته باشمت....مخاطب من
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
جزآغوشت هرجای دنیاباشم غریبم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
گاهی.....فقط گاهی دروقت های اضافه بدنیس بودنم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
زمان ماوقتی بعدازصدسال به کسی میگفتیم مواظب خودت باش..یعنی عاشقش بودیم...دوستش داشتیم...برامون مهم بوداونم اینومی فهمید..ذره ذره احساسمون رو...امروزهمه بهم میگن بدون تومی میرم...اما...یه دقیقه بعدحیاتی دوباره پیدامیکنن باهرکسی که ازراه برسه
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
تووقلب سردت حق دارید...این روزهابرای تازه نگه داشتن هرچیزی آن رادریخچال می گذارند