❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
نترس اگرهم بخواهم ازاین دیوانه ترنمی شوم...گفته بودم بی توسخت میگذرد....لعنتی...حرفم راپس میگیرم...بی تواصلانمی گذرد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بخدابگوخط ونشان دوزخش رابرایم نکشد...جهنم ترازنبودنت جایی راسراغ ندارم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چشمانم راکه بازمیکنم واونیست این بی رحمانه ترین اتفاق هرروز است
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دلم....یک کوچه بن بست می خواهدویک بارت نم نم ویک خدا......که کمی باهم راه برویم...همین
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بودچه بی قراربودی زودتربروی...ازدلی که روزی بی اجازه واردآن شده بودی..من سوگوارنبودنت نیستم....من شرمساراینهمه تحملم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دوستش دارم ولی می ترسم بگویم می ترسم بگویم وبگوید...مرسی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چه نقاش ماهری است فکروخیال....وقتی که دانه دانه موهایت راسفیدمیکند
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
قرارمون واسه داشتن همدیگه ....... صداقت بود.....گفتی برمیگردم....صادق نبودی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دلم گرفته ازادم هایی که زیربارون برات میمیرن وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میره
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
نمی دانم چراچشمانم گاهی بی اختیارخیس می شوندمیگویندحساسیت فصلیست...آری من به فصل فصل این دنیای بی توحساسم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ضمیرهاراازمن سوال نکن...اینجافقط اول شخص مفردمانده بقیه رفته اند
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
معلم به خط فاصله میگفت خط تیره....می دانست فاصله چه به روزآدم می آورد