sheyda
پـشـت یـك هـزار تـومـانـی نـوشـتـه بـود پـدر مـعـتـادم بـرای هـمـیـن پـولی كـه پـیـش تـوسـت یـك شـب مـرا بـه دسـت صـاحـب خـانـه مـان سـپـرد... خـدایـا چـقـدر مـی گـیـری ... !! کـه بـگـذاری شـب اول قـبـر قـبـل از ایـنـکـه تـو ازم سـوال کـنـی ، مـن یـه چـیـزایـی ازت بـپـرسـم.........
sheyda
"گــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــاه " درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست
sheyda
مادرم اینا اومدن دنبالم فرودگاه وقت برگشتن بابام گفت من کمرم درد میکنه علی , تو بشین پشت فرمون نشستم و تو راه بچه خواهرم پرسید دایی اون آدم آهنی که تو اینترنت نشونت داده بودم خریدی برام ؟ منم که خواهرم سپرده بود اونو براش نخرم چون می گفت شنیده بدآموزی داره, گفتم " نه دایی جان , خیلی گرون بود ,گذاشتم بیام اینجا بریم یه کوچیکترشو بخریم " رفت تو خودش و صداش در نیومدنزدیک عوارضی که رسیدیم دیدم ماشینارو نگه میدارن و مال ما رو هم نگه داشتن , تا من اومدم حرف بزنم بچه خواهرم گفت " جناب سروان کمربند نبسته بود , تا شما رو دید کمر بند بست, سرعتشم خیلی بالا بود , هر چی گفتم مراعات نمی کرد, سبقت غیر مجازم داشت , من از همکارای خودتون هستم , همیار پلیسم " مامورم کلی خوشش اومد و با کلی چک و چونه که بابا دروغ میگه و اینا واسه من 80 تومن جریمه نوشت سوار ماشین شدیم بچه خواهرم میگه " کل اون پولی که واسه آدم آهنی من ندادی کوفتت می کنم خسیس
sheyda
اگه تونستس تقلب کن ........!!!!!!!
sheyda
جهانم بدون تو الف ندارد ..............
sheyda
تنهایی بد است ، اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی ، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد........
sheyda
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم...... وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!! این روزها من . . . خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!