صـــــابــــــر
عاشق شدن مثل نماز خوندن میمونه نیت که کـــردی نباید سرتو این ور اون ور کنی.
صـــــابــــــر
یه چیزی بگو یه چیزی بگو بزار قانع شم ... تا نتونم جلوی رفتنت مانع شم مگه نمیبینی چقدر خرابو داغونم ... تو این اوضاع منو تنها نزار خواهشا بگو چراداری میری اخه به چه قیمتی ... کیه که مثل من روتو بتونه بشه غیرتی یا با تو تا بکنه تو هر شرایط بدی ... اون وقت توئه بی معرفت حتی جوابشو ندی د یه چیزی بگو چرا حرف نمیزنی ... چرا فاصله میگیری به من دست نمیزنی چرا همیشه همه جا تورو باید ببینم ... مگه نمیگفتی که دیگه هرز نمیپری
صـــــابــــــر
بعدها وقتی که تنها خاطراتم مانده است / رهگذر می آید و من نیستم . . .
صـــــابــــــر
منطقی حرف زدن با بعضی ها، حتی از پوشیدن دمپایی انگشتی با جوراب هم سخت تره !
صـــــابــــــر
دستگاه مشترک مورد نظر از دست “دوستت دارم” های دروغ تو خاموش است، لطفا دیگر تنهایش بگذار …
صـــــابــــــر
شاید با دروغ هایت مثل شب آرام باشی … اما برای من مثل روز روشنی …
صـــــابــــــر
صدا... دوربین... حرکت... و بازم برایم نقش بازی کن.
صـــــابــــــر
بعضی حرفا مثل جای ميخ روی ديوار ميمونه !!!
از ياد آدم نمی ره !!!
صـــــابــــــر
به سلامتیه خودمـــــــــــــــــــــــون ؛ که همیشه اونی شدیم که بقیه میخوان ولی..... هیچکـــــــــــــــــــس اونی نشد که مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا میخوایم
صـــــابــــــر
شما یادتون نیست… منم یادم نمیاد… ولی میگن آدمها یه زمانی مهربون بودن!
صـــــابــــــر
√ شبــ بـﮧ פֿـیـر نگفتــ ! פֿـבایــا ! بـﮧ פֿـیـر بگذروלּ ...!
نمازت قبول عشقت پايدار
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل