S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
هميشه تو زندگيت ، جسارت یک جدایی عاشقانه رو داشته باش تا حقارت به هر قيمتی نگه داشتن رو به دوش نکشی ...
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
سعی کن انقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آنها باشد ...................
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
تمنادارم ازآسمان كه اگرحتي قطره اي ازخوشبختي باريد روي گونه شمابچكاند؛
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
پروانه صفت چشم بر او دوخته بودم تا آنکه خبردار شدم سوخته بودم خاکستر جسمم بر سر شمع فروریخت این بود وفایی که آموخته بودم
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد/ مادرم تاب ندارد غم فرزندش را/ عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو/ به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت/ مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را/ حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید/ بفرستند رفیقان به تو این بندش را
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی/تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی/صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
ميزي براي كار،كاري براي تخت،تختي براي خواب،خوابي براي مرگ،مرگي براي ياد،يادي براي سنگ.اين بود زندگي...(حسين پناهي)
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
شمع روشنی هست که نورش تویی/ناامیدی است که امید فردایش تویی/ دلی با یک آرزوی بزرگ که آرزویش تویی/خیالی خسته که آرامش شبهایش تویی/ چشمانی خیره به سویی که سویش تویی/یک دل زخمی که مرهم زخم هایش تویی
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
می خواستم زندگی کنم راهم را بستند عاشق شدم کفتند دروغ است گریستم گفتند بهانه است خندیدو گفتند دیوانه است دنیارو نگه دارین می خوام پیاده شم
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
به یمن آمدنت هزاران ستاره در آسمان آبی دلم درخشید تو اولین و آخرین حکایت بی انتهای عشقی . . .
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
عمریست که ویران شده ام / ساکت و سرد و پریشان شده ام تا تو آیی و مرا دریابی / من اسیر شب طوفان شده ام . . .
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
قلب بعضی ها شبیه کاروانسراست . یه عده ای میان وارد میشب استراحت میکنن از کاروان سرا میرن باز یه عده ای دیگر .
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
حالا که خوب نگاه می کنم می بینم ما به دست هم پیر می شویم نه به پای هم