وقتی صدام اولین گلولهی توپ را به ایران شلیک کرد ، یک عده نشستند به غُر زدن که اگر حکومت چنین و چنان نمیکرد صدام حمله نمیکرد، نشستند پشت صندلیهای راحت خود و با یک لیوان نوشیدنی خُنک در دست گفتند اصلاً مگر زمان شاه صدتا مثل صدام جراتِ حمله به ایران را داشت؟ نشستند و نوشیدنی خنکشان را نوشیدند و هی غر زدند و به زمین و زمان ایراد گرفتند و خیال کردند خیلی روشنفکرند، در همان حال یک عده بیسروصدا پا شدند رفتند زیرِ آتش دشمن و از ایران دفاع کردند، آنها در حال دفاع بودند و اینها در حال غُر.
ه موقع فکر میکردم هر کی میگه دوست دارم راست میگه هر کی میگه تنها عشقمی به خاطرت هر کاری میکنم راسته هر کی میگه فقط مال توام و فقط تورو دوست دارم راسته هر کی میگه تا آخرش باهات هستم و تنهات نمیزارم ولی حالا فهمیدم این حرفا فقط واسه دلخوشی بوده فهمیدم هر کی میگه دوست دارم دروغه هر کی میگه تنها عشقمی دروغه هرکی میگه فقط مال توام دروغه هر کی میگه تا آخرش باهاتم دروغه میخوام از این به بعد تنهای تنها باشم فقط میخوام یه نفر دوسش داشته باشم کسی که واقعا دوسم داره کسی که هیچ وقت تنهام نمیزاره و تا آخرش باهامه دوست دارم خدا جووووووونم.
مگه میشه؟ به داشتن تو افتخار هم میکنه.... حالا اینقد خوشحاله که داری اسمشو میاری آخه اونم عاشقه . از راه و مسیری که فکرشم نمیکنی کمکت میکنه ولی دقیقه نود . یا علی
دور از همه ی دو رنگی و حاشیه ها /بر هم زده شد تمامی فرضیه ها /دل های شما به آسمان اوج گرفت/ تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها/طاعات همگی مقبول ، عیدتون مبارک