دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥♥ دنيا ♥♥

\\\\\\\"ﺯﻥ\\\\\\\" ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸـﻘﻢ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯﻗﺒﯿﻠﻪ \\\\\\\"ﺯﻟـﯿﺨﺎ\\\\\\\" ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ رﺍﺟﺎﺭ ﻣﯽﺯ... درباره »
♥♥ دنيا ♥♥
زن - مجرد
امتیاز: 18287

دنبال‌شدگان

(1645 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1013 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

سلام

ممد
ممد

ﺷﯿﺦ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ. ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﺧﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﻼﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺁﻭﺭﻧﺪ.ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ:ﺷﯿﺨﺎ، ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺮﻩﯼ ﻣﺮﮒ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﯾﺪ؟: ﺷﯿﺦ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:ﻓﻼﻥ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ، ﺑﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺑﻤﯿﺮﻡ؟ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﻠﻢ ﻻﯾﺘﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ.ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ... :ﮔﺸﺎﺩ.ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﺎﺕ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﯽ، ﺯﺭ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﻧﺰﻥ. ﯾﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﺰﻧﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺷﯿﺦ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩ ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﺟﯿﮑﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﺤﮑﻢ ﻣﯽﺯﻧﻪ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نــازی SG
نــازی SG

این بود اون دنیایی که برای اومدنش به شکم مادرم لگد میزدم؟؟

parnian
parnian

فکرکردی فقط خودت گلای خوشگل داری؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
مجیــد
مجیــد

ســلام

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

alihosein
alihosein

آموزش ست کردن لباس [لينک]

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

سلاااااااااااااااام دوستای گلم صبحتون بخیرو شادی این گلها هم تقدیم به تک تکتون روزتون بهترین(انشالله که همیشه نیشتون هم مثله این باز باشه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
M@HDI
M@HDI

سلام .........

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل

چقد خوبه ي خانم هميشه همراهش سنجاق قفلي باشه ها

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

/ کسی هست جواب ما رو بده .......

♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

ممد
ممد

رﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ بر سر سفره شام ﺑﻪ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﺲ ﮐﻮ ؟ پس ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻨﺮ ﺍﺯ ﺟﺎ ﭘﺮﯾﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﯾﺲ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﮔﺸﺘﻨﺪ . ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﺳﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﺎﮐﺎﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺩﯾﺲ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﻌﺮﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭﺍﻥ ﺳﺮ ﺩﺭ زیر ﺧﺸﺘﮏ ﺧﻮﺩ ﻧﻬﺎﺩینه ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﺬﺭ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ . ﺷﯿﺦ ﮔﻔﺖ : ﺁﺏ ﺷﻨﮕﻮﻟﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭید که دیس را خودمان در خشتک خویش پنهان نموده بودیم تا شما را اوسگل بنماییم , تا ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﺗﻔﺮﺡ ﺫﺍﺕ باشد . پس ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ که از این شوخی ناهنجار شیخ به شگفت آمده بودندی ﺁﺏ ﺷﻨﮕﻮﻟﯽ ﺭﺍ آوردند و به همراه شیخ رفتند بالا ﻭ خشتک ها از پای افکنده و ﺣﺮﮐﺎﺕ ﻣﻮﺯﻭﻥ و هلیکوپتری ها ﺑﺰﺩﻧﺪ ... ﺷﯿﺦ ﻧﻌﺮﻩ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﭙﺮﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﺘﮏ ﻫﺎ ﻣﯿﺪﺭﯾﺪﻧﺪ !! ﻣﺮﯾﺪﯼ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﺁﯾﻨﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺍﻓﮑﺖ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺭﯼ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﺷﯿﺦ ﺗﮏ ﻧﻌﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ . ﺳﭙﺲ ﺷﯿﺦ میکروفون به دست گرفته ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﻫﯿﻮﻻﯾﯽ ﺑﮕﻔﺖ " : ﺩﯼ ﺟﯽ ﺷﯿﺦ " ﻭ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺭﻓﺘﻨﺪ .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
elysiume
elysiume

حوصله ندارم...دلم م گرفته... ناراحتم... غصه دارم... میدونم تکراریه ... کیه که غصه نداشته باشه... اما بعضی وقتا خیلی دردم میاد دیگه خیلی... ...!!! اما سلام که میتونم بکنم... سلام...!!!