راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی
بیدار تو تا بـــــودم رویای تو می دیدم
بیدار کن از خوابم ای شاهد رویایی
از چشم تو می خیزد هنگامه ی سر مستی
وز زلف تو می زایـد انگیزه ی شیدایی
هر نقش نگارینــت چــون منظره ی خورشید
مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی
چشمی که تماشاگر در حسن تو باشد نیست
در عشق نمی گنجد این حسن تماشـایی
دیروز مسموم شودوم بگو چرا اصن گشنم بود دم_ای فلافلی ایستادوم سه تا فلافل زدوم با یه سمبوسه خدا رو کولش بنظروم سمبوسه_ فاسد بود دلو رودم ریخ بهم الانم حالوم خوب نی یه پام تو اطاق یه پام تو دسشویی
سلااااااااااااااام عجججججججقققققققققققم
13 سال و 5 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبلسلاااااااااااااااااام دنیای دوستداشتنی خودم





13 سال و 5 روز و 7 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام
13 سال و 5 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبلسیلام...
13 سال و 5 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبلمرسی آقا رضا





13 سال و 5 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبلسلام بر امیرخان ... خان ِ خاندان