♥♥ دنيا ♥♥
مــن بی تو بودن را… با پرنده هایِ ایوان… با دو خط شعرِ شاملو… با ابرهایِ نمناکِ آسمان… با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .
♥♥ دنيا ♥♥
خیالت راحــتـــــــــــــ… شکسته ها نفرین هم بکننـــــــــــــــــد ، گیرا نیـــــــــــــست…! نفــــــــــــــــرین ، ته دل می خواهــــــــــد دل شکسته هم که دیــــــــگر ســـــــــر و ته نــــــــدارد…
♥♥ دنيا ♥♥
آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا// با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا// مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنی//ن تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا
♥♥ دنيا ♥♥
ایــטּ روزهــ آ ... هـَـر جـ آیـے را ڪﮧ نـِگـــ آه مـے ڪُنـَمـ پــُر اَستــ اَز وُجــ ودِ آدَمــ هـ آےب ــے وُجـ ود...
♥♥ دنيا ♥♥
میگوینــد: بــاران کــه میزنــد , بــوی " خــاک "بلنــد می شــود.... امــا ,اینجــا بــاران کــه میزنــد ; بــوی " خاطــره " بلنــد میشــود ........................!
♥♥ دنيا ♥♥
خــــدايـــــا ... تو که ميبيني من شاگرد خوبي نيستم . تو که ميبيني من درسهام رو خوب پس نميدم.. تو که ميبيني من در تمام امتحانات تو مردود ميشوم ... پس چــرا!!! پس چرا ،پرونده رو نميذاري زير بغلم و از اينجا بيرونم نميکني.؟؟؟!!!
♥♥ دنيا ♥♥
چرا اينقدر سرعت اومده پايينه نميشه پست گذاشت
♥♥ دنيا ♥♥
از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک لحظه فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ... میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه گم نشوم تو مرا به دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی ... پس بیا و باز در این راه تلاش کن اگر طاقت اشکهایم را نداری
♥♥ دنيا ♥♥
آب را گل نكنيد . . . شايد از دور علمدار حسين، مشك طفلان بر دوش، زخم و خون بر اندام، مي رسد تا كه از اين آب روان، پر كند مشك تهي، ببرد جرعه آبي برساند به حرم، تا علي اصغر بي شير رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . . آب را گل نكنيد . . . كه عزيزان حسين، همگي خيره به راهند كه ساقي آيد، و به انگشت كرم، گره كور عطش بگشايد . . . آب را گل نكنيد . . . كه در اين نزديكي،عابدي تشنه لب و بيمار است، در تب و گريه اسير . . . آب را گل نكنيد . . . كه بود مهريه مادرشان، نه همين آب كه هر جاي دگر، رود و نهري جاريست، مهر زهراي بتول است، از اين است كه من ميگويم،آب را گل نكنيد، آب را گل نكنيد . . .
♥♥ دنيا ♥♥
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب تا کنی عقده ی اشک از دل من باز امشب ساز در دست تو سوز دل من می گوید من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب مرغ دل در قفس سینه من می نالد بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است بیم آن است که از پرده فتد راز امشب گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان پر چو پروانه کنم باز به پرواز ناز امشب کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ی ناز بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب شهریار آمده با کوکبه ی گوهر اشک به گدایی تو ای شاهد طناز امشب
♥♥ دنيا ♥♥
نه این دل شکسته را شبی جواب میدهی/ نه این کویر تشنه را امید آب میدهی/ همیشه ی خدا منم که انتظار میکشم/ تو آب را به دیگران،مرا سراب میدهی/ هزار شعر عاشقی سروده ام برای تو/ تو با هزار خون دل به من جواب میدهی /دلم به وسعت جنون بهانه میکند تو را/ تو در جنون عاشقی مرا عذاب میدهی…
دوستش می دارم
13 سال و 9 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 41 دقيقه قبلچرا که می شناسمش به دوستی و یگانگی
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم


13 سال و 9 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل