@رضــــا مردی با ذهنی عریان و پوستی رنگین...زنی با چشمانی تپنده و خیره...و جوانی که کودکیش را در بطریهای خالی جستجو میکند... . . . در ذهن من آشوبیست...
بابا من چیزی نگفتم حالت خیلی بدها ...دنیا جدی میگم ببین دیبا دیروز همتونو اغفال کرد علیه من بعدم نشست کنار بیا 1 کم با هم خوب باشیم اینجوری میترسم بعد 1000 سال همدیگرو اگه دیدیم فقط فش نثار همدیگه کنیم
ممنون ...
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبلممنوننیم از بابت خطاب زیبات (من و مسعودو رضا و رهام و 447 نفر آنلاین)



13 سال و 4 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبل