♥♥ دنيا ♥♥
بگو تمام تـــــــــو مال مــــن است دلــــــــم میخواهد حســـادت کنم به خـــــــودم…
♥♥ دنيا ♥♥
ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟! ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟! جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند..! ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟ "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز , ...ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟! دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست, دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟! چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا ; ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟
♥♥ دنيا ♥♥
آهای ِ روزگار !! برایم مشخـــص کن اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی می خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم ...!
♥♥ دنيا ♥♥
گاهی باید دروغ را راست پنداشت و گاهی راست را دروغ ! بی فریب خوردن، زندگی سخت است... "فروغ فرخزاد "
♥♥ دنيا ♥♥
رسیــــــدہ اَم بــہ حِــس بَـــرگـــے ڪــہ مـــے دآنَــב بـــآב اَز هَـــر طَــرَفـــ کِــہ بیــــآیَـــב سَـــراَنـجـــامَــش اُفتــآدَטּ اَستــــ
♥♥ دنيا ♥♥
دست به دامن خــــــــــــــدا که می شــــــوم چیزی آهسته درون مــــــــــن به صدا می آید که... نترس! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...!
♥♥ دنيا ♥♥
یه قانونی هست که میگه : شما هیچوقت به چیز غیر ضروری احتیاج پیدا نمیکنید، مگر اینکه اونو داده باشین به یه نفر دیگه …
♥♥ دنيا ♥♥
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…
♥♥ دنيا ♥♥
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب درحوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم.
♥♥ دنيا ♥♥
ببیـــــــن من هم مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها از تو یـــــادگاری دارم ولــــی یــــادگـــاری من با بقیه فــــرق دارد یــــــادگــــــاری مــــن از تو ســــینه ای پر از درد اســـــت ...
♥♥ دنيا ♥♥
یک شب….یک شهر…..یک پنجره باز………. یک “من” و این “من” پشت پنجره عجیب هوایت را کرده……… و تو شاید در جایی دیگر….! پشت یک پنجره بسته دیگر……… قفس تنگ آغوشت را با دیگری پر میکنی……… نمیدانم چرا؟؟!! تمام چیزهایی که دوست دارم مال دیگران میشود
نا مساوی
13 سال و 9 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 7 دقيقه قبلپرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند
ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی
مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،
آب دهانش را قورت داد
خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت
برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت
اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود
امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید
جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما
سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟
جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه
که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد
و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند
سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم
بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست
معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد و ادامه داد
سئوال : نامساوی را تعریف کنید
جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران
اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد
سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟
جواب : همان خاصیت پول داری است آقا
که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی
و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی
سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد
برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ،
که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود
معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت
مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ،
برگشت با صدای لرزانش فریاد زد
آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟
بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید
و پشت در گم شد
کی گفته چیزی نمیشن
13 سال و 9 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلمیشن
قاچاقچی
خلافکار
دزد
به اینکارا میگن برنامه ریزی بلند مدت برا آبادانی ایران
بالاخره تو جامعه که همه نباید مثل رئیس جمهور عزیزمون دکتر و مهندس و تحصیل کرده باشن
بالاخره باید برا اصلاح کشور یه سری هم بیسواد داشته باشیم
همه که نباید مثل پسر همون رئیس جمهور عزیزمون بدون کنکور برن دانشگاه شریف
بالا خره جامعه معتاد و قاچاقچی هم میخواد بعله
اتفاقا ناصرجان اين دسته افراد كه توي سنين پايين به اين درجه از فهم و كمالات ميرسن نه تنها دزد و قاچاقچي نميشن بلكه جزء دسته ي باشعور مملكت ميشن اونايي كه دزد و قاچاقچي ميشن اونا شعورشون در همون سنين كودكي بلوكه ميشه و هيچوقت فرصت عاقل شدن پيدا نمي كنن به همين جهت در بزرگي معتاد و خلافكار ميشن
13 سال و 9 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلاحتمالش چند درصده؟
13 سال و 9 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبلنسبت این دو گروه رو منظورمه
خيلي زياد ناصرجان. من و تو حرف همو مي فهميم و هر دو يك باور داريم. تو هم باور داشته باش كه نسبت هر دو گروه خيلي زياده. خيلي زياد
13 سال و 9 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 42 دقيقه قبل