♥♥ دنيا ♥♥
کاش … کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند … اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام … سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!! دنیا راببین … بچه بودیم از آسمان باران می آمد ، بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید … بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند … بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، اما هیچ کسی نمی فهمد …
♥♥ دنيا ♥♥
مي پســـندم پايــيـز را که معــافـم مي کنـــد از پنـهان کردن ِ دردي که در صـــدايم مي پيــچـد ُ اشــکي که در نگاهـم مي چرخـد ؛ آخر هــمه مـي پنــدارن... سـرمــا خــورده ام ...
♥♥ دنيا ♥♥
تو تحریــــــم کردی چشمهایت را ! من احتکار کردم واژه هایــــــم را!!! دیر گاهی ست بازار عـــــرض عاشقانه هامان کـــــساد استــــــ...!
♥♥ دنيا ♥♥
دمِ چشم هایت گرم با آن دوستت دارم های عاشقانه اش ... از زیر زبانت که نمی توان حرفی کشید ...
♥♥ دنيا ♥♥
شـــــ ــعرم نـِــمی آیـَـد تــــــو بیــــا
♥♥ دنيا ♥♥
خدایا کفر نمیگویم، //پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟!// مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. //خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . . .
♥♥ دنيا ♥♥
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود ! تو … هیچ کجا نیستی …
♥♥ دنيا ♥♥
پشت این شیشه تمام حرفهای من هست که راه می رود، که تو را صدا میزند. و قتی خودت نیستی و انگار دنیا خودش نیست... ومن عمیق تر از همیشه ، عمیق تر از خودم می شوم تا دوباره پشت شیشه انگشت هایم را پیدا کنم...
♥♥ دنيا ♥♥
می بــنــدم و مــی روم چــمــدان يــا چــشــم چــه فرقــی مــی كــنـد شــنـيـده ام بن بست ِ تـنهــايـی ِ آدمــهــا خــانــه ای هــسـت متروک تاريک ساكت بــه نــام ِ آرامــش...
♥♥ دنيا ♥♥
حوصله ام سر رفته است ! کاش میشد جای دست روی دست گذاشتـن دست توی دستت می گذاشتم !!!
♥♥ دنيا ♥♥
من نمی دانستم ، که سر انجام چه آید به سرم ؟ تو مرا خوب نگر ، شاید اینبار ببینی که تو را منتظرم !