ي جُك بگم بخنديد: (البته اينو ي پسر گفته) یه بار رفته بودم دریا شنا کنم متاسفانه اب مایو مو برد دیگه دیدم همه جا خلوته تا پلاژ هم راهی نیست سریع بدو بدو دویدم طرف پلاژ یهو دیدم یه دختره اون گوشه نشسته داره کتاب میخونه منم دیدم یه سطل بزرگ افتاده بود رو زمین جلو خودم گرفتم رفتم سمت پلاژ دختره منو دید گفتم حواسشو پرت کنم پرسیدم دختر خانوم شما چه کتابی میخونید گفت فلسفه گفتم فلسفه یعنی چی؟ گفت :ثابت کردن چیز های که ما فکر میکنیم وجود داره ولی در حقیقت وجود نداره گفتم:میشه یه مثالی بزنید گفت:همین سطلی که شما جلو خود گرفته اید شما فکر میکنید سطل ته داره ولی نداره...
@Mehdi I دوست خوب و يار قديمي من روزي كه به دنبالر وارد شدم اولين نفري بودي كه باهات آشنا شدم راهنمايي هاي زيادي بهم كردي و كلي با صبرو حوصله واسم وقت گذاشتي فقط ميتونم بگم زميني شدنتو بهت تبريك ميگم و خوشحالم از اينكه هستي تو رو جزء بهترين دوستانم ميدونم و خيلي خيلي خيلي دوستت دارم تولدت مبارك دوست خوب و مهربونم
من به خاطر معدم نباید بزارم خالی باشه،واسه همین فک کنم دوباره چاق شم
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبلهي واي من اينا عوارض شوووووررررررر كردنه ديگه
چقد گفتم شووور نكن حرف گوش نكردي 
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبلدنیا من پشیمانم

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 10 دقيقه قبلپشيموني فايده نداره
دختر با لباس سفيد ميره خونه شوووررر با كفن مياد بيرون 
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبل