يه چيزي که هيچ وقت فکرشُ نميکردم که به اين زودي بهش برسم اين بود که تو اين سن بشينمُ گاهي ناخودآگاه نفسهاي عميق از ته دل بکشم... واسه کشيدنشون حالا زود بود ...!!!! خـــــيــــلي زود
نسلی که برای همه چیز باید رقابت می کرد
نسل کنکور و انتخاب رشته
نسل دعوا سر صندلی مترو
نسل دویدن پشت اتوبوس و چپیدن توی تاکسی
نسل ما لگد کردن رقیب و گذشتن از روی اون توی خون اش بود
نسل دیدن و نداشتن، خواستن ونتوانستن، رفتن و نرسیدن
نسل آرزوهایی که تا آخرش بر دل ماند
نسل آهنگ های سوزناک
نسل هایده و عرق سگی با طعم دیازپام
نسل سیگار نامرغوب جگردار
نسل تحریم تنبان و خمیر دندان...
نسل طلاق هفتاد درصد.
نسل [!] بوک از سر بی کسی
نسل کش دادن دانشگاه از ترس سربازی
نسل درد و دل با دیوار
نسل دلتنگی برای طعم لب هایی که هرگز نچشیدیم
نسل ماندن سر دو راهی
نسل انتخاب بین بد و بدتر
نسل عقده ی دیده شدن، خوانده شدن، شنیده شدن
نسل بغض، ناله ، ضجه
به ما که رسید رودخانه ها خشکید جنگل ها سوخت و ابرها نبارید
به ما که رسید بنزین و شیر با هم کورس گذاشتند
دل به هر کس دادیم، قبل از ما دل داده بود
سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزارها به آخر خطش رسیده بودند... افسوس...
این پستو با همه تونم...شما که میاین اینجا دم از فرهنگ و وطن و عشق میزنین, این درسته که بیاین اینجا دو دسته بشین واسه هم شاخ و شونه بکشید یکی بگه من میگم یکی بگه ما زیادیم میزنیم له شی...مگه اینجا محله ی موادفروشای آمریکاست ؟ زشته این کارا..حرمت اینو نگه دارین که همه از یک خانواده ایم..از خانواده ایران.....
#وقتی خوشحال میشم ازاینکه تو دنیای واقعی نمیخوام آدما رو اینجوری که هستن تحمل کنم..خوشحالم که تو واقعیت حدومرزا انقدر زیاد هست که هیچ کس جرأت نمیکنه براحتی پاشو بذاره تو حریم خصوصیت...


13 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلنه اون باحال تر بود
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط آندروید
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 49 دقيقه قبلو شیخ آن محفل را دیس کو ؟ نامید

13 سال و 2 ماه و 19 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبلکه بعد ها با نام دیسکو مشهور شد

13 سال و 2 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 50 دقيقه قبل