دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥♥ دنيا ♥♥

\\\\\\\"ﺯﻥ\\\\\\\" ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸـﻘﻢ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ!ﻣﻦ ﺍﺯﻗﺒﯿﻠﻪ \\\\\\\"ﺯﻟـﯿﺨﺎ\\\\\\\" ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ رﺍﺟﺎﺭ ﻣﯽﺯ... درباره »
♥♥ دنيا ♥♥
زن - مجرد
امتیاز: 18287

دنبال‌شدگان

(1645 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1013 کاربر)

گروه‌ها

(17 گروه)

بازدید

:) مملی
:) مملی

روﺯ شیخ از ﺧﺎﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ . ﺍﺑﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ . ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍﻇﻬﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﺪ . ﻋﺼﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﻦ ﯾﻦ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭﺿﻊ ﭘﺴﺮﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ؟ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ !!! ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﺪ ! ﺑﻼ ﺑﺪﻭﺭ ، ﯾﮏ ﺯﻥ ﺗﻨﺒﻞ ﻭ ﻭ ﻭﺍﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ . ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺨﻮﺭﺩ . ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺩﻫﻦ ﺩﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﻇﻬﺮ ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ ﮐﭙﯿﺪﻩ ! ﻋﺼﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ، ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺍﺳﺖ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
:) مملی
:) مملی

@♥سَمیـــ ــرا♥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﻠﯿﻂ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﻠﯿﻂ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﺎﻣﻮﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﺍﺯ ﮐﻮﭘﻪ ﺍﻭ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ "ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ، ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺳﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻠﯿﻂ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ. ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻠﯿﻂ ﻧﯿﺴﺖ." ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﺸﮑﺮ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ. ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻮﭘﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮔﻦ ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﺸﺘﻦ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ " :ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ، ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺑﻠﯿﻂ ﻧﯿﺴﺖ ، ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺯﻫﻢ ﻧﮕﺮﺍﻧﯿﺪ؟" ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ " :ﺍﯾﻨﻬﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ، ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﻠﯿﻂ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
:) مملی
:) مملی

عن در احوال شیخ :در روایت آمده است که هر گاه شیخ همسری تازه برای خود بر می گزیدند او را به میان مریدان می‌بردند و ناگهان ضربه‌ای بر باسن وی مینواختند و فریاد می‌زدند: این چند تا لایک داره ه ه ه ه ه؟؟؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

شركت از شما دعوت ميكند ..... ( خواهشا ديدگاه رو بخونيد )

و 13 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

همه امتحان کنین کلی می خندیم خدایی ...

و 29 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

@سید قاسم قاسم كجايي؟ چرا امروز خبري ازت نيست؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

@ماهان اردکانی تولد تولد تولدت مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررك بيا شمعا رو فووووووووووووووووووت كن ك صد سال زنده باشي

این ارسال را بازنشر کرده است.
Irani
Irani

@♥♥ دنيا ♥♥ زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را می بینند، بر می دارند و نشانه می روند درست به سمت خودت!!! این است رسم دنیای امروز ما !...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Diba (مادربزرگ)
Diba (مادربزرگ)

زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم .زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی. مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین. زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥♥ دنيا ♥♥
♥♥ دنيا ♥♥

@♥♥armin real♥♥ ماشالا ماشالا بش بگين ماشالا هزار ماشالا بش بگين ماشالا تولدت مباررررررررررررررررك مبارررررررررررررك تولدت مبارك

این ارسال را بازنشر کرده است.