وقتی دبیرستان بودم با یه پسری دعوام شد....بعد از کلی بزن بزن آخره دعوا شلوارم از خشتک جر خورد....آبروم رفت...مستقیم رفتم به مدیر گفتم این پسره شلوارمو پاره کرد که من بیگناه معرفی بشم....بعد هم مدیر به من منگنه داد و منم رفتم اون پشت مشتا از اول تا آخره شلوارمو با منکنه تف مالی کردم...چه خاطره تلخی بود خداااااااا
روزی شاخ دافی نزد شیخ رسیده و خدمت ایشان عرض کردند: مولاتی،آیا داشتن دوست پسر بر ما حلال است؟ شیخ فرمودند:اَبداً،که این کار عینِ حرام همی میباشد. داف عرض کرد: اگر آن دوست پسر از بین مریدان باشد چه؟ شیخ دستی بر محاسن کشیده فرمودند: فی المجلس مکروه میباشد. داف که کمی ناراحت شده بود کمی خود را جابجا نمود و اینبار عرض کرد: معبودا، اگر آن شخص شیخ باشد چطور؟ شیخ اندکی آب دهان مبارک خویش را بر زلفان کشیدند و رو بر داف نموده فرمودند: آی شیطون، نکند هوس رفتن بر بهشت را داری. گویند مریدان از این همه عصمت و پاکدامنی شیخ در عجب شدند و خشتک خویش از پای درآورده ( همیشه که نباید خشتک بدرند , والا تو این گرونی !!!) و خود را یک به یک به در و دیوار کوبیدند { حاج شیخ مملی}*
میخرم برات
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 43 دقيقه قبلنه نميخام
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبلدخدر مد روزه
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبلنيخام
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبلتحریمه همینم فردا گیرت نمیادا از ما گفتن
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبل