♥♥ دنيا ♥♥
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
♥♥ دنيا ♥♥
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت … دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت … حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد … زخم داشت و ننالید … گریه کرد ؛ اما اشک نریخت … حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود … !!
♥♥ دنيا ♥♥
این بار که به دیدنم آمدی ، ای مهربان ، یک سنجاق هم بیاور ! میخواهم پیراهنم را به پیراهنت قفل کنم ...
♥♥ دنيا ♥♥
نمیدانی چطور گیج می شوم وقتی هرچه می گردم معنی نگاهت در هیچ فرهنگ لغتی پیدا نمی شود ... !
♥♥ دنيا ♥♥
اگر تو نبـــودی مــن بی دلـــیل ترین اتفـــاق زمیـــن بــودم تو هـــستی و مـــن محکـــمترین بهـــانه ی خلقت شـــدم ...
♥♥ دنيا ♥♥
دلـــ ــمــ ــ بــ ـــرای خــ ــودمــ ــ تنــ ــگ شــ ــده خیلــ ـــی وقت اسـ ـت کـ ـه خــ ــودم را ندیـ ـدمـ ــ خیلــ ــــی وقـ ـت ... از همـ ـــــان وقتــ ـی کـ ـه تـ ـو را دیـ ـدمـ ـــــ !