™ᵠ₥ḝᵯᾷ
چه شتابیست به راه؟ شاید آن نقطه ی نورانی دشت،چشم گرگان بیابان باشد!!
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
دانشجویی به استادش گفت: استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید !
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
شبی در محفلی ذکر علی بود شنیدم عاقلی فرزانه فرمود: اگر دوزخ به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری اگر مهر علی در سینه ات نیست بسوزی گر هزاران پوست داری... نوکرتیم یا مولا
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
دیگر کسی نیست ... چشم هایت را ببند ... . . . بازی تمام ...! چراغ ها خاموش !
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
بچه ها کی انیمیشن مری و مکس (Mary ET Max) رو دیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
به مناسبت روز مرد افتتاح شد.............. طرح تعویض زنان فرسوده: شاه نسا, ماه نسا ,گل نسا تحویل دهید آرمیتا ..پارمیدا.. آناهیتا.. تحویل بگیرید !
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
فلسفه الاکلنگ/ اثبات بزرگے کسے است که/ فرو می نشیند تا دیگرے پرواز کند/ بهتریـــــــــــــــــــــــــــــــــــن ها همیشه مے مانند/ شاید جلوے دیدگان نباشند/ اما دردل ماندگارند
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
درحضور خارها هم می شود یک یاس بود/ در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود/ می شود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یک متروکه را الماس بود/ کاش می شد ، حرفی از کاش می شد هم نبود/ هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود