™ᵠ₥ḝᵯᾷ
روی کارت برایش نوشتم: به امید فردای بهتر ♥ ♥ ♥... دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده؟!! تازه فهمیدم آن روز" الف" " فردا" رو یادم رفته بود بنویسم.
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
يكباره... روي زمين غلتيدند...! دانه هاي كوچك باران... تسبيح يكي از فرشته ها پاره شده بود.!
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
میدونی خودآزاری یعنی چی؟ . . . . . . . . یعنی آهنگی که تو رو یاد خاطرات می اندازه رو هزار بار گوش کنی ....!!
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
بعد از مدت ها دیدمش! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن… خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم… تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر نکرده… دستات به دستای اون عادت کرده…
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـند.!!
™ᵠ₥ḝᵯᾷ
از تپــش هــای قلبم... خواستنت را کــه بگیــرم می ایســـتد !!
دلـ بــہ دلمـ " نـدادے " ...
13 سال و 10 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 41 دقيقه قبلدستـ در دستمـ "همـ نگذاشتـے "
پـا بــہ پـا "بـا مـن نیـامدے "
تـو را بــہ خـدا بـرو
سـر بــہ سـرم "نگـذار"
قـولشـ را بــہ بیـابـان داده امـ.....