shahrooz
osمیخواستم به پایت پیر شوم نه از دســتت ....
shahrooz
ما هميشه در انتهاى هر سطرى كه پيش آمده است سه نقط ى ناتمام گذاشتيم يعنى يكى عاشق است يكى آلوده
shahrooz
خیلی دنبالم دویدی.. اما نمیرسیدی ..... تا سرعتمو کم کردم که به من برسی... هوا برت داشت!.......... فکر کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی!....... رد شدی و رفتی......
shahrooz
سهام بورس بوسه ى عشق بالا رفت نمى دانم كدامين بانگ وام ابدى مى دهد تا بتوانم يك سهم از بوسه ى عشق ترا بخرم؟؟؟؟؟♥
shahrooz
در عرفان تو، من هوشم و بی هوشم که ترا در آغوشم در بالین تو، ساقیم تو، می ز بادهٔ چشمانت ترا مینوشم
shahrooz
هرگز قانع نبوده ام که زرد رنگ نفرت است و عشق را باید قرمز نوشت هرگز گل زردی به کس نداده ام الا اینکه دوستش می داشتم و هرگز گل زردی از کس نگرفتم الا اینکه گمان می بردم که دوستم دارد و من در سراب این خاطره شیرین دل به کسی سپردم که گل زردی را به دستم داد و من نفرتش را عشق پنداشتم و گل زردی هدیه اش دادم
shahrooz
نزدیکترین حادثه ها از تو جدایم کردند ... من ماندم و هر ثانیه بوس از لب سیگار
shahrooz
غضنفر دستش شکسته بود از دکتر پرسيد من بعد از باز کردن گچ ميتونم ويلن بزنم؟دکتر: بله، غضنفر: چه خوب چون قبلاً نميتونستم
shahrooz
يه روز يه نفر به پسرش مي گه اين جوري که تو داري درس مي خوني در آينده حتي يه گوساله هم نمي شي. اصلا مي دوني گوساله چيه ؟
پسر: آره که مي دونم گوساله، کسيه که باباش گاو باشه