shahrooz
درکلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن راصرف کن ... رفتم ، رفتی ، رفت ، ... ساکت میشوم و میخندم خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند و بعد ادامه بده و من میگویم :رفت ...رفت ... رفت ... و دلم راشکست
shahrooz
کار های یواشکی بیشتر می چسبد..! بیا با هم قدم بزنیم از من جلوتر برو میخواهم یواشکی دیدت بزنم!!
shahrooz
شب در کارنامه ي سياه زندگي اش چه کرده است که افتخار گرفتن اين همه ستاره را دارد
shahrooz
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه .
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟یادت آید روز باران گردش یک روزدیرین؟ کجا رفت؟٬پس چه شد دیگرخاطرات خوب و رنگین ,آرزو٬در پس آن کوی بن بست ,در دل توهست؟کودک خوشحال دیروز ،غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد ،آرزوها رفته بر باد... ... ..
shahrooz
دیـــــــروز را ســـــــوزاندیم بــــــــرای امــــــــــروز
امــــــــروزمان را گـــــــــذراندیم بــــــرای فــــــردا
فـــــــــردایمان دیــــــــــروزی دیـــــــــــگر
ایـــن است بازی پـــوچ مـا انـــسانــــها...
shahrooz
توسط موبایل
ســـــــــــــلام....... امشب رحمت دوست جاریست٫مانند رود٫نــــــــــــه!مانند باران اگر دلتان لرزید٫بغضتان ترکید٫کسی اینجا محتاج دعــــــاست٫اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.
shahrooz
آرام تر سکوت کن
صدای بی تفاوت بودنت آزارم میدهد..
shahrooz
بگو آخه جُـرمَــم چیه... که باید اینجور بسوزم ؟ هیچی نگم.... داد نزنم.... لبامـو رو هم بدوزم ؟ نفرین به عشق وعاشقی نفرین به بخت وسرنوشت
shahrooz
از چوپانی پرسیدند: دنیا را توصیف کن گفت: وقتی پشم گوسفندان را چیدم تنها چیری که دیدم ، یـــــــــــــک گله گــــــرگ بود.........
shahrooz
واحد اندازه گیریِ فاصله " مــتــر " نیست ؛ " اشتیاق" است .. مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است ...
shahrooz
آب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست .....از زنـــدگی ام...!
shahrooz
تو , دنیایت پر از “من” هاست ! من , دنیایم در “تو” خلاصه می شود ! و بعد اسم ِ هردویمان را ” عاشق “ می گذارند !!!
shahrooz
اینجا سرزمین واژه های وارونه است: جایی که گنج، "جنگ" می شود درمان، "نامرد" می شود قهقه، "هق هق" می شود اما دزد همان "دزد" است درد همان "درد" و گرگ همان "گرگ....................