shahrooz
osمیخواستم به پایت پیر شوم نه از دســتت ....
shahrooz
ما هميشه در انتهاى هر سطرى كه پيش آمده است سه نقط ى ناتمام گذاشتيم يعنى يكى عاشق است يكى آلوده
shahrooz
خیلی دنبالم دویدی.. اما نمیرسیدی ..... تا سرعتمو کم کردم که به من برسی... هوا برت داشت!.......... فکر کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی!....... رد شدی و رفتی......
shahrooz
سهام بورس بوسه ى عشق بالا رفت نمى دانم كدامين بانگ وام ابدى مى دهد تا بتوانم يك سهم از بوسه ى عشق ترا بخرم؟؟؟؟؟♥
shahrooz
در عرفان تو، من هوشم و بی هوشم که ترا در آغوشم در بالین تو، ساقیم تو، می ز بادهٔ چشمانت ترا مینوشم
shahrooz
هرگز قانع نبوده ام که زرد رنگ نفرت است و عشق را باید قرمز نوشت هرگز گل زردی به کس نداده ام الا اینکه دوستش می داشتم و هرگز گل زردی از کس نگرفتم الا اینکه گمان می بردم که دوستم دارد و من در سراب این خاطره شیرین دل به کسی سپردم که گل زردی را به دستم داد و من نفرتش را عشق پنداشتم و گل زردی هدیه اش دادم
shahrooz
نزدیکترین حادثه ها از تو جدایم کردند ... من ماندم و هر ثانیه بوس از لب سیگار