shahrooz
زندگى يعنى سه دو يك سوت داور... بازى شروع شد دويدى. دست زدى ..پازدى...غرق شدى.. دل شكستى عاشق شدى . بى رحم شدى. مهربان شدى بچه بودى بزرگ شدى . پيروز شدى . پير شدى سوت داور بازى تمام شد زندگى را باختى
shahrooz
اگر عشق عشق باشد,زمان حرف احمقانه اي است.........................................
shahrooz
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
shahrooz
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
shahrooz
روزي مجنون پاي سگي را بوسيد ... مردم گفتند: چرااين کار را کردي ؟ گفت: چون گاه گاهي کوي ليلي مي رفت .....
shahrooz
بوسه اسم است، چون عمومي است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدي .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند .. بوسه ضمير است، چون از قيد انسان خارج نيست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل ميکند ....
shahrooz
ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود
shahrooz
اي کاش براي سوزش عشق دادگاهي بود که وکيل آن اشک محکوم آن عاشق و تمام حضار عاشقان و معشوقان بودند ...
shahrooz
گه يه روز بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و بري و به خونتون نرسي ... اونوقت ميفهمي كلاغ قصه ها چي ميكشه!
shahrooz
كاش براى حرف زدن نيازى به صحبت كردن نداشتيم كاش براى حرف زدن فقط نگاه كافى بود كاش قلب ها در چهره بود اما اكنون گر فرياد هم بزنيم كسى نمى فهمد و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم