ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
میخواستم با تو بودن را نقاشی کنم فاصله میان ما در ورق جا نشد کمی نزدیکتر بیا میخواهم حست کنم
ُُُshakib
یادت باشه که گاهی وقتا که اخر شب میخوای بخوابی یه دل تنهایی هست که یکم اون ور تر میتپه ....برای تو
ُُُshakib
زندگی اگر خوش بگذرد ..عمر نوح هم کم است و اگر ناخوش یک نفس هم بسیار است
ُُُshakib
همه دوست دارن برن بهشت اما هیچکس دوست نداره بمیره .بهشت رفتن جرات میخواد
ُُُshakib
اشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای از این اشفته ام که دیگر نمیتوانم باورت کنم
ُُُshakib
اشتباه کردن اشکالی ندارد اما تکرار ان بزرگترین اشتباه است
ُُُshakib
در اندیشه انچه کرده ای مباش در اندیشه انچه نکرده ای باش
ُُُshakib
خداوند مقرب ترین بندگانش را از میان عشاق بر میگزیند و هم انانند که گره کور دنیا را با معجزه عشق باز میکنند
ُُُshakib
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
ُُُshakib
برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن برای اداره کردن دیگران از قلبت
ُُُshakib
عاشق هر کس شدم او شد نصیب کسه دیگری ....دل به هر کس دادم او هم زد به قلبم خنجری
ُُُshakib
در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
ُُُshakib
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست ...طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند ..تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست
ُُُshakib
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه میروند تنها انانی که با خود چتر به همراه دارند به کار خود ایمان دارند