دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه گله اگه بین ما باشه هزار تا فاصله

ُُُshakib
ُُُshakib

بمیرد انکه غربت را بنا کرد ..ترا از من مرا از تو جدا کرد

ُُُshakib
ُُُshakib

بر زبانم در نگاهم عشق توست در دلم تا بی نهایت درد توست

ُُُshakib
ُُُshakib

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت

ُُُshakib
ُُُshakib

الهی ..گواهی..که گاهی...نگاهی ...ندارد گناهی

ُُُshakib
ُُُshakib

بیمار عشق توست پرستوی روح من از این مریض خسته عیادت نمیکنی

ُُُshakib
ُُُshakib

مجنون را به محاکمه عدل بردند گفتند توبه کن.گفت خدایا عاشقم عاشقترم کن

ُُُshakib
ُُُshakib
توسط موبایل

درد دارد سرت به سنگی بخورد که روزی ان دا بن سینه میزدی

ُُُshakib
ُُُshakib

یکی از فـانـتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید! منم با لبخندی تـلخ بگم حتما خونه برنـده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا… هه! بدید به فقـرا بعد بگن نه دیوونه تو پـــرایـــــد برنده شدی! بعد دیگه از شـدت خـوشحـالی سکته کنم به رحمت ایزدی بپیوندم

ُُُshakib
ُُُshakib

ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ " ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺴﺘﻪ " ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻪ ﮐﯿﻠﻮﯾﯽ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯾﻪ؟؟؟ . . . . . . . . ﻣﯿﮕﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﭘﺴﺘﻪ ﻫﺎ ﮐﻨﯽ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﺟﻠﻮ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻩ، ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﮏ ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﺘﻮ ﻧﻤﮏ ﺑﺰﻧﯿﻦ ﻭ ﺑﻤﮑﯿﻦ ! ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺬﺍﺭﯼ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﺁﺷﻐﺎﻻ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﮑﺮﮐﻨﻦ ﭘﺴﺘﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻦ ! ﻓﮑﺮﺧﻮﺑﯿﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻧﻪ؟؟

ُُُshakib
ُُُshakib

گويند روزي مجنون درمسجدي رد ميشد شيخي نماز مي خواند مجنون برسجاده شيخ پاگذاشت فرياد شيخ بلند شدكه چرابين من وخدايم فاصله انداختي ؟مجنون گفت،من عاشق ليلي ام تورانديدم توكه عاشق خدايي چگونه مراديدي

ُُُshakib
ُُُshakib

قبل از گرانی، مامور راهنمایی رانندگی: پراید حرکت کن! یابو مگه با تو نیستم! بعد از گرانی همان مامور:راننده محترم پراید منتظر حرکت شما هستیم

ُُُshakib
ُُُshakib

صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او راشناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد .پذيرفت . نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد! کسى برنخاست . گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخيزد! باز کسى برنخاست . گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمينان نداريد؛ اما براى رفتن نيز آماده نيستيد

ُُُshakib
ُُُshakib

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ: 'ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ' :ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭﻥ ﻫﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪ'. ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ' :ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺍﻭﻣﺪ'. ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﮐﻪ ﮔﯿﺞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺁﻓﺮﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ...ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ'! ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﺵ