ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
داشتم اشکهایم را بر روی نامه عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم ...خاطرم امد شاید دلتنگ خنده هایم باشی...ببخش اگر این روزها عشق را فقط با گریه میتوان اثبات کرد
ُُُshakib
مگر شب در تاریخ سیاه خود چه افتخاری کسب کرده که این همه ستاره بر سینه دارد
ُُُshakib
حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند
ُُُshakib
یا مهدی از عشق تو گفتم نمک گیر شدم ...تا ساحل چشم تو تگثیر شدم ..گفتی غروب جمعه خواهی امد ...انقدر نیامدی که من پیر شدم