ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
بنی ادم اعضای یکدیگرند .که در افرینش زیک گوهرند .چو عضوی بدرد اورد روزگار .......اگه الان بود حرفشو پس میگرفت
ُُُshakib
انسان یا حیوان کدام معنی عشقو بیشتر میفهمن .
ُُُshakib
اغوشی باش و من را به اندازه تمام اشتباهاتم بغل کن
ُُُshakib
زندگی چیست عشق ورزیدن زندگی را به عشق بخشیدن. زندهست ان که عشق میورزد .دل و جانش به عشق می ارزد
ُُُshakib
به وفای زن هیچ اعتباری نیست .حوا حتی به خدا هم خیانت کرد
ُُُshakib
یک بنده خدایی کنار اقیانوس قدم میزد نگاهی به اسمان انداختو گفت ..خدایا میشود تنها ارزوی مرا براورده کنی ناگهان ابرهای سیاه اسمان را گرفتند و صدا امد چه ارزویی داری ...ای خدای کریم ...از تو میخواهم جاده ای بین کالیفرنیا و هاوایی بسازی تا هر وقت دلم خواست در ان رانندگی کنم ...خدا گفت ای بنده ی من تو را به خاطر وفاداریت بسیار دوست میدارم .اما هیچ میدانی برای این کار من باید از فرشتگان زیادی استفاده کنم تو میدانی چقدر اهن و فولاد باید مصرف شود ایا نمیتوانی ارزوی دیگری بکنی ...مرد مدتی به فکر فرو رفت و سپس گفت خدایا من از کار زنان سر در نمی اورم میشود به من بفهمانی احساس درونیشان چیست و چگونه خوشحال میشوند ...صدایی امد ای بنده من ان جاده ای را که خواسته بودی دو بانده باشد یا چهار بنده
ُُُshakib
ای کاش دل نداشتم .ای کاش عشق دروغ بود
ُُُshakib
از روی ظاهر هیچکس قضاوت نکنیم