ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
همه ی کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته . .
ُُُshakib
قـلـبــم بـویِ کـافــور می دهـد ! شـب بـه شـب در آن مُـرده شـورهـا آرزویـی را غُسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد .
ُُُshakib
لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای و خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند زیرلب میگویی : دیگه مهم نیست !
ُُُshakib
آهـاي با تـوام... لعنتي... آره با خـودخودت... تويي که اين روزها من برات شدم شـــما!!! خواسـتم بگـم: هـنوزم همـه پيک هامو ميـزنم فقط بسـلامتـيه : تـــــو
ُُُshakib
در لحظات با تو بودن لحظات بي تو بودن رو نفرين كردم در لحظات بي تو بودن لحظات با تو بودن رو آرزو كردم من كجاي لحظه هاتم تو كه اوج لحظه هامي...
ُُُshakib
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ...! ﻭ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﯾﻦ...! ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻣـــﯽﻣﻮﻧﻪ؟!...ﻧﻪ ﻭﺍﻻ! ﺍﺣـــــﻮﺍﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻣـــﯽﻣﻮﻧﻪ؟!... ﻧﻪ ﺑﻼ! ﭘﺎﺷﻮ ﻣﺎﺷﺎﺍﻟﻠﻪ ... ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﯿﺎ ﻭﺳﻂ ... ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ
ُُُshakib
يارو با موتور زده بهم ....خوردم زمين سرم شکسته داره خون مياد اومده ميگه: سرت داره خون مياد؟ پـــ ن پــــــ من خودنويسم جوهرم پس داده!!
ُُُshakib
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی ارزشی که خیلیها اندازه تو هستند . . .
ُُُshakib
دخــــــتــــرا...... اگه پسری رو پیدا کردین که وسط فوتبال ( PS3 یا XBOX ) بازی کردن با دوستاش بازی رو نگه داره و جواب اس ام اس شما رو بده ... باهاش ازدواج کنید... تضمین میکنم خوشبختتون میکنه !
ُُُshakib
نبودنت را پا برهنه قدم میزنم ، با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها … از اول هم می دانستم کفش تو تنگ است برای تنهایی بزرگ پاهایم
ُُُshakib
به حق رفتی . . . زیادی ات کرده بود شیرینی ام دلت را زد به حق رفتی . . .
ُُُshakib
خبر فوری مدل جدیدی از تجاوز (حتما بخونید) خانمی بعد از ساعتها کار، دفتر کارش را ترک میکند؛ او کودکی را میبیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک میسوزد، بنابراین از او دلیل گریهاش را... میپرسد. کودک توضیح میدهد که گم شده و از خانم میخواهد که او را بهخانهاش برساند و کاغذی را به او میدهد که آدرس خانهاش روی آن نوشته شده بود زن که فرد مهربانی بوده، تصمیم میگیرد کودک را به خانهاش برساند؛ بدون اینکه به چیزی مشکوک شود.* *وقتی به خانه میرسند، زن زنگ در را میفشارد اما دچار برقگرفتگی شده و بیهوشمیشود.* *فردا صبح وقتی به هوش میآید، میبیند که در خانهای خالی روی زمین افتاده است، او حتی متجاوزان را ندیده بود.... به همین خاطر است که این روزها، جنایتکاران افراد مهربان را نشانه گرفتهاند. توصیه میشود هیچوقت کودکی را به مکانی که میگوید،نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او را به ایستگاه پلیس تحویل دهید.* *بهترین کار در حق بچههای گمشده، تحویل به ایستگاه پلیس است. لطفا این ایمیل را به تمام دوستان و همکاران خانم خود، و آقایانی که همسر دارند،