هر پک قلیونی که بکشی ۳دقیقه از عمرت کم میکنه و هر کاری که با لذت انجامش بدی ۵ دقیقه به عمرت اضافه میشه نتیجه اخلاقی:قلیونتو با لذت بکش که با هر پک ۲دقیقه به عمرت اضافه بشه
دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟.. دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید!!! گفت: بابا امام رضا بهم گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه» پدر به خادم گفت: دخیل که بستم به امام رضا گفتم:می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده. اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.
امروز 15 مهرماه زادروز زنده یاد سهراب سپهری است همان سهراب که اهل کاشان بود ، قبله اش یک گل سرخ و نگران ترک برداشتن چینی نازک تنهایی اش .. یادم باشد به سهراب بگویم که دیگر عشق صدای تپش قلب ها نیست ، صدای فنر تخت هاست.... روحش شاد یادش گرامی
تو آپارتمان بغلی ما یه خانم جوون با دختر شیش سالش تنها زندگی میکنه که نمیدونم چرا تنهاس و دوستم ندارم بدونم.ولی از زیبایی و نجابت و متانت این خانم هر چی بگم کم گفتم .همیشه لباسای ساده ولی تمیز و شکیل به تن داره دختر کوچولوش واقعا دوس داشتنی ونازه اسمشم سمیراس.دیروز رفته بودم خونه پسر عمه ام که چن تا سی دی برنامه بهش بدم همین رفتم تو پارکینگ آپارتمانشون دیدم سمیرا تک تنها با یه عروسک کهنه و پاره پوره داره تو پارکینگ پای پله ها بازی میکنه تعجب کردم بهم سلام کرد گفتم سلام عمو جون تو اینجا چیکار میکنی نکنه شمام فامیلتون اینجا زندگی میکنه؟ولی سمیرا به جای جواب دادن به عروسکش نگاه کردو چیزی نگفت.منم عجله داشتم دیگه چیزی نپرسیدم لپشو کشیدم وگفتم باشه عمو جون مواظب خودت باش بعد از پله ها با عجله رفتم بالا چون اسانسور نداره مجبور بودم از پله ها برم رو پاگرد طبقه دوم بودم که دیدم یه خانمه داره با دستمال داره پله هارو تمیز میکنه!اون پشتش به من بود منو ندید ولی من سریع شناختمش همون خانم جوون همسایه بود...
آروم پله هارو برگشتم به پسر عمم زنگ زدم گفتم بعدا میام و رفتم سمیرا هنوز داشت با عروسک کهنه اش تو پارکینگ بازی میکرد ....
آره با شرف و آبرو زندگی کردن واسه یه خانم جوون و تنها خیلی سخته ولی میشه.
به سلامتی همه اونایی که تن به سخت ترین کارها میدن ولی...