ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
خواهرم دیروز رفته مانتو خریده ، از دیروز به جای اینکه بگه : خب الان چی بپوشم ؟ میگه : خب امروز کجا بریم
ُُُshakib
عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال... همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی نمیرسه!
ُُُshakib
آزادى را فقط در مجسمه ى آن يافتم.....
ُُُshakib
به بابام میگم پست گذاشتم ۲۰۰نفرلایکش کردن. میگه :خب پس مثل تو بی کار زیاد هست. اون وقت میگن مغزها چزا فرار میکنن
ُُُshakib
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!
نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
ُُُshakib
وقتی بارون میاد میگم به به هوا دو نفرست مسخرست . اما تو همیشه تنهایی
ُُُshakib
اینها بچه های ایرانن ها ی موقع فکر نکنید سوریه ست اینها بی نیازن ها ی موقع فکر نکنی فقر دامن گیر اینهاست
ُُُshakib
اسوده کنار گلهای خیالیت بخواب شاید فردا لازم نباشد که وزن بی وجدانی ما را بکشی
ُُُshakib
اگر تمام چسپ زخمایت را هم بخرم زخمی که تو داری ترمیم نمیشه میدونم ...
ُُُshakib
آره تو محشری ، از همه سری … تو یک افسونگری … “مکالمه من با آینه اتاقم
ُُُshakib
از صدای گذر آب چنان می فهمم تندتر از آب روان عمر گران می گذرد زندگی را نفسی است ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست