ღ♥ shani ♥ღ
تقصیر برگ ها نیست ادم ها همینند .... نفس میدهی له ات میکنند ...
ღ♥ shani ♥ღ
قبول نیست! ..... این بارتو چشم بگذار... من فراموشت می کنم.... فقط تا صد بشمار،.... آهسته آهسته... راستی ،... من بازی را خوب نمی دانم،.... خودم را باید پنهان کنم... یا گذشته را ؟ ... تورافراموش کنم یا خاطره را ؟.... این بازی کی تمام می شود؟...
ღ♥ shani ♥ღ
خدایا... گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم از آسمون بیای پایین اشکامو پاک کنی دستمو بگیری و بگی: اینجا ادما اذیتت میکنن؟!!! بیا بریم...
ღ♥ shani ♥ღ
کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای٫... که بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم....
ღ♥ shani ♥ღ
بیچاره چوب کبریت کوچک ... آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد .... فکرت را مراقب باش ...
ღ♥ shani ♥ღ
به اندازه ی باورهای هر کسی ،با او حرف بزن بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد ! به همین سادگی...!!
ღ♥ shani ♥ღ
چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو . .
ღ♥ shani ♥ღ
چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ..
ღ♥ shani ♥ღ
تنهایی
کبوتریستْ جَلد
هرچه میپرانمَش
دوباره بازمیگردد به خانهاَم
ღ♥ shani ♥ღ
توسط پیامک
همیشه سخترین نمایش به بهترین بازیگرمیرسدشاکی سختی دنیانباش شایدتوبهترین بازیگری.
ღ♥ shani ♥ღ
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ، ویرانه نه آن است که فرهاد فروریخت ، ویرانه دل ماست که با هر نگه تو ، صدبار بناگشت و دگر بار فروریخت.