ღ♥ shani ♥ღ
تقصیر برگ ها نیست ادم ها همینند .... نفس میدهی له ات میکنند ...
ღ♥ shani ♥ღ
مگر چشمهات، صدایت و لبهات می گذارند؟.... مگر میشود تو را دید، و تنها حرف زد از دنیا و اتفاقاتی که می افتد؟ ... اشتباه نکن! ... تو را که می بینم "اتفاق" تازه می افتد... چشمهات...صدایت...و لبهات... یکی پس از دیگری...
ღ♥ shani ♥ღ
توسط پیامک
خسته ام ازاین زندان که نامش زندگیست، پس قشنگیهای دنیا مال کیست؟باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست، ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟
ღ♥ shani ♥ღ
هرچه خواستیم نیامد با دست.... چون بیگانه بودیم با این دنیای پست.... پی آب بودیم کوزه به دست...چون که آب یافتم کوزه شکست....
ღ♥ shani ♥ღ
در جلسه امتحانِ عشق ... من ماندهام ... و یک برگۀ سفید! ... یک دنیا حرف ناگفتنی... و یک بغل تنهایی ... و دلتنگی.. درد دل من ... در این کاغذ کوچک جا نمیشود!.. در این سکوت بغضآلود... قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند! ... و برگۀ سفیدم ... عاشقانه قطره را در آغوش میکشد! ... عشق تو نوشتنی نیست... در برگهام، ...کنار آن قطره،... یک قلب میکشم! ... وقت تمام است.... برگهها بالا..